دربارهء آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
« 1 » ؛ ديدگان ، أو را درك نمىكنند » يعنى چشمان آدميان را ياراى ديدن أو نيست » . گويد : « مقصود نفى در اين جهان است كه با امكان رؤيت در آخرت منافاتى ندارد ، زيرا رؤيت چهرهء حق از بهترين لذّتها است كه براي جهان برتر اندوخته شده . يا آن كه مقصود نفى رؤيت كفّار است كه از ديدار حق محرومند » « 2 » .
ولى پيش از اين يادآور شديم كه « نظر » در آيهء مورد بحث به معناى نظر داشتن ( چشمداشت ) مىباشد نه نظر افكندن ( نگاه كردن ) واين همان معناى انتظار داشتن را مىرساند كه در استعمال رايج عرب به كار مىرود وبا حرف « إلى » نيز قرين مىگردد .
شاعر عرب « جميل بن معمّر » گويد :
« وإذا نظرت إليك من ملك * والبحر دونك زدتنى نعما ؛
هنگامى كه به تو - كه پادشاه هستى - چشم مىدارم ودر كنار تو دريايى باشد ، مرا از نعمتهاى خويش فزونى بخشي » .
ديگرى گويد :
« إنّي إليك لما وعدت لناظر * نظر الفقير إلى الغنيّ الموسر ؛
با توجّه به وعدهء تو به سوى تو چشم دارم همانند بىنوايى كه به سوى توانگر ثروتمندى چشم دارد » .
زمخشري در تفسير آية ، زمزمهء دخترك بىنوايى را كه در كوچههاى مكة گدايى مىكرد ، آورده كه مىگفت : « عيينتى نويظرة إلى اللّه وإليكم ؛ چشمكان من به سوى خدا وشما مردم دوخته است » « 3 » .
در تمامى اين موارد « نظر » به معناى چشم داشتن است وبا حرف « إلى » قرين مىباشد . ازاينرو ، معناى آيهء بالا چنين است : در آن روز سخت ودشوار رخسارهايى فرخنده وشكوفا است ، زيرا به عنايت ولطف الهى چشم دوختهاند ؛
هامش
( 1 ) انعام 6 : 103 .
( 2 ) ر . ك : أبو الحسن اشعرى ، الإبانة ، چاپ حيدرآباد ، ص 19 - 10 . همان ، اللمع ، ص 68 - 61 .
( 3 ) ر . ك : كشاف ، ج 4 ، ص 662 . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 398 . أبو الفتوح رازي ، ج 11 ، ص 332 . فخر رازي ، ج 20 ، ص 227 .