تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
حكايت‌ها مىبافت . آن‌گاه گفت : خداوند از عرش خود نزول اجلال مىفرمايند مانند من كه از منبر فرودمىآيم . آن‌گاه بلند شده چند پله فرودآمد ، كه غوغا بلند شد . . . » « 1 » . در صورتي كه اين‌گونه استعمال در متعارف عرب همان معناى استيلاء را مىدهد ، شاعر گويد :
« قد استوى بشر على العراق * من غير سيف ودم مهراق ؛ بشر ، بر عراق مستولى گرديد * بدون شمشير زدن وريختن خونى » .
نيز آيهء
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ »
« 2 » . استعمال لفظ « ساق » در متعارف عرب كناية از شدت ووخامت امر است ، چنانچه گفته‌اند : « وقامت الحرب على ساق ؛ جنگ برپاايستاد » . يعنى شدت گرفت . كشف ساق كناية از آمادگى كامل براي انجام كار است . يعنى دامن به كمر زدن ، زيرا لازمهء آن كشف ساق پا است . اين آية طبق استعمال متعارف بر آن دلالت دارد كه روز قيامت أوضاع شدت يافته ، رو به وخامت مىگذارد وكفار در حالت سختى قرار مىگيرند . چنانچه زمخشري در كشاف گفته است « 3 » . ولى اشاعره وأهل تجسيم آن را به ظاهر لفظ گرفته گفته‌اند : مقصود ، ساق پاى خداست كه در آن روز برهنه شود وكفار مأمور به سجود گردند ونتوانند « 4 » .

تشابه در تفسير ديگران

براي احكام وتشابه تفاسير بسيارى گفته‌اند ، كه بيشتر درهم ومتداخل بوده وبا اندك تفاوتى قابل افتراق وجدايى مىباشند . برخى تعيين مصداق كرده يا متشابهات را با مبهمات اشتباه گرفته‌اند . علامه طباطبايى قدّس سرّه تا شانزده وجه در تفسير خود آورده وبرخى بيشتر كه ذيلا بدان اشاره مىرود :
هامش
( 1 ) رحلهء ابن بطوطة ، ج 1 ، ص 57 . ( 2 ) قلم 68 : 42 . ( 3 ) تفسير كشاف ؛ ج 4 ، ص 594 - 592 . ( 4 ) ر . ك : التمهيد ؛ ج 3 ، ص 152 وص 144 .