تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
معناى يادشده را افاده نمىكند . اكنون چرا مانند أبو الحسن اشعرى ( متوفاى 324 ) كه شيخ أهل سنت وجماعت وسركردهء اشاعرهء تا امروز بشمار مىرود ، اين آية را دگرگون ساخته ، آن را به معناى « رؤيت بصر » گرفته است ؟ ! اشعرى مىگويد : « نظر سه‌گونه است : نظر اعتبار ، نظر انتظار ونظر رؤيت » . آن‌گاه گويد : « نظر اعتبار ( عبرت جستن ) در قيامت جايى ندارد . نظر انتظار با حرف « إلى » مقرون نگردد ؛ مانند آيهء
« فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ »
« 1 » پس مراد از آية چيزى جز نظر رؤيت نباشد » . در جواب اين پرسش كه چرا « إلى ثواب ربها » را تقدير نگيريم ؟ مىگويد : « در قرآن خالى از اين تقدير آمده ، بايد به ظاهر كلام بسنده شود » . در پاسخ از آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
« 2 » مىگويد : « مقصود درك بصرى در اين جهان است نه جهان آخرت . يا آنكه كافران از درك لذّت رؤيت پروردگار ، در دو جهان محرومند » « 3 » . ولى أو ندانسته كه نظر توقّع ( چشم‌داشت ) در كلام عرب با حرف « إلى » استعمال مىشود . شاعر عرب مىگويد :
« انى إليك لما وعدت لناظر * نظر الفقير إلى الغنيّ الموسر » « 4 »
ودر سخن دخترك ( سرويّه ) ، نظر به سوى خدا ومردم ، هر دو يكنواخت ، با حرف « إلى » قرين بود وآيهء كريمه از همين قبيل است . همچنين آيهء
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 5 » روشن است كه مقصود سلطه واستيلاء بر عرش تدبير است . « عرش » كناية از علم به تدبير جهان مىباشد ، كما اين كه « كرسي » كناية از سلطه وفراگيرى سلطنت وحكومت پروردگار است . استيلاء بر عرش تدبير همان « استواء على العرش » است . اين معنا هيچ‌گاه موجب شبهه نبوده است تا أرباب جدل آن را به ظاهر لفظي گرفته وبه معناى تكيه زدن بر تخت سلطنت پنداشته ولازمهء آن را جسميت در ساحت قدس الهى دانسته‌اند . ابن بطوطة در سفرنامهء خويش آورده : « وارد مسجد دمشق شدم ، ابن تيميّه را بالاى منبر ديدم سخن از جسميّت خدا مىگفت واز نشستن خدا بر تخت سلطنت
هامش
( 1 ) نمل 27 : 35 . ( 2 ) انعام 6 : 103 . ( 3 ) ر . ك : الإبانة ؛ ص 19 - 10 . اللمع ؛ ص 68 - 61 . ( 4 ) ر . ك : التمهيد ؛ ج 3 ، ص 97 . ( 5 ) طه 20 : 5