مىكنند ، در زمرهء آيات متشابهه قرار دارند ، زيرا معاني ، بلند ودقيق است ولى ألفاظ مستعمل بسيار كوتاه ونارسا است .
مثلا آيات مشيّت وعلم وارادهء پروردگار ، آيهء امانت وآيهء خلافت وآيات تسخير آسمان وزمين براي انسان وآيات اذن وآيات هدايت وضلال وأمثال آن متشابه جلوه كردهاند ، بدين لحاظ نياز به تأويل صحيح ومستند دارند .
تشابه عرضى در آن دسته از آيات به وجود آمد كه در آغاز اسلام متشابه نبوده ، مسلمانان با سلامت طبع وخلوص نيّت با آن برخورد مىكردند . بدين لحاظ عموما معنا ومراد آن را بخوبى درك نموده ، هيچگونه شبههاى ايجاد نمىكرد .
ولى پس از به وجود آمدن مباحث جدلى ومسايل كلامي ورايج شدن برخى مطالب فلسفي ، كه جسته وگريخته به گونهء ناپخته ونارس از يونان به اين ديار راه پيدا كرده بود ، بر چهرهء بسيارى از آيات هالهاى از غبار ابهام نمودار گشت . آياتي كه تا ديروز از محكمات بود امروز در زمرهء متشابهات درآمد . اين بر اثر دستاويزىهاى نارواى برخى أهل كلام وأرباب جدل بود كه چهرهء تابناك اينگونه آيات را دگرگون ساخت واز درخشش وتابش اوّلى خود فروافكند . مثلا آيهء
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ ، إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 1 » ؛ چهرههايى در آن روز شكفته است ، زيرا به پروردگار خويش چشم دوخته است » . اين آية - بر حسب استعمالات متعارف عرب - چشم داشتن به جايگاه بلند پروردگار را مىرساند .
زمخشري گويد : « سمعت سرويّة مستجدية بمكة وقت الظهر ، حين يغلق الناس أبوابهم ويأوون إلى مقائلهم ، تقول : عيينتى نويظرة إلى اللّه وإليكم « 2 » ؛ دختركى از مردمان سرو « 3 » را ديدم به هنگام نيمروز ، موقعى كه مردم در آسايش لميده بودند ، گدايى مىكرد وچنين مىگفت : چشمان كوچك من ، به خدا وشما مردم دوخته است » .
اين آية ، همانند گفتار اين دخترك عرب ، چيزى جز چشم داشتن وحالت توقع به خود گرفتن را نمىرساند وعرب به طبع سليم خود مىداند كه اينگونه تعبير ، جز
هامش
( 1 ) قيامه 75 : 23 - 22 .
( 2 ) كشاف ، ج 4 ، ص 662 .
( 3 ) سرو . دهكدهء بزرگى در نزديكى مكة بوده كه مردمان مفلوك وبيچارهاى داشته .