تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
باشد . تا اين كه مفسّر با ابزار ووسايلى كه در اختيار دارد در زدودن آن ابهام بكوشد « 1 » . تفسير از ريشهء « فسر الأمر » به معناى أوضحه وكشف عنه ( آشكار نمودن ) گرفته شده است . فسر وفسّر مانند كشف واكتشف ، مجرّد ومزيد فيه ، يك معنا مىدهند ( هر دو متعدّى به يك مفعول مىباشند ) . جز آن كه مزيد فيه ، از باب « زيادة المباني تدلّ على زيادة المعاني » « 2 » مبالغهء در امر را مىرساند . لذا كشف از اكتشف أعم است ، زيرا كشف ، مطلق ظاهر نمودن را مىرساند ولى اكتشف ، دلالت دارد كه اعمال نيروى بيشترى در استخراج واكتشاف ( ظاهر نمودن ) به كار رفته است . همچنين فسر ، مطلق بيان وتوضيح است . ولى فسّر دلالت دارد كه در تبيين وتفسير ، نيروى بيشترى به كار افتاده وكار به آسانى انجام نگرفته ، وگرنه ترجمه‌اى بيش نيست . تأويل ، از ريشهء « أول » گرفته شده ، لذا تأويل به معناى ارجاع دادن مىباشد . تأويل در موردى به كار مىرود كه گفتار يا كردارى مايهء شبهه گرديده ، موجب حيرت وسرگردانى شده باشد ، چنانچه در تعريف « متشابه » گذشت . لذا تأويل‌گر ( كسى كه راه تأويل صحيح را مىداند ) در جهت رفع شبهه اقدام نموده ، ظاهر شبهه‌انگيز آن گفتار يا كردار را به جايگاه اصلى خود ( وجه صحيح آن ) بازمىگرداند . مصاحب موسى هنگامى كه أو را در شگفتى يافت ، به وى نويد داد تا أو را از سرّ كار خود با خبر سازد وتأويل درست كردار خود را با وى در ميان گذارد :
« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
« 3 » ؛ به زودى تو را از تأويل آنچه نتوانستى بر آن شكيبا باشى ، آگاه خواهم ساخت » . علاوة بر معناى فوق ، تأويل معناى ديگرى نيز دارد كه هم آيات متشابهه وهم آيات محكمه را شامل مىشود . اين معناى تأويل به « بطن قرآن » تعبير مىشود ودلالت درونى قرآن را مىرساند . معناى بطن در مقابل دلالت ظاهري وبرونى قرآن كه از آن به « ظهر قرآن » تعبير مىشود ، قرار گرفته واين معناى باطني براي تمامى آيات وجود دارد . پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله مىفرمايد : « ما في القرآن آية الّا ولها ظهر وبطن ؛
هامش
( 1 ) عوامل ابهام ووسايل زدودن آن ، كه همان منابع ومباني تفسيري مىباشد . در مقالى جدا آورده مىشود . ( 2 ) يعنى هر چه بر موادّ لفظ افزوده شود ، بر مفهوم بيشترى دلالت مىكند . ( 3 ) كهف 18 : 78 .