خواهد بود ، لذا هر سخن وگفتارى كه رسا وشبههناپذير باشد ومورد كجفهمى قرار نگيرد ، به چنان گفتار - وحتى كردارى - محكم گويند ، يعنى مستحكم وخللناپذير .
تشابه نيز در قرآن به دو معنا به كار رفته :
1 . همانند ويكسان بودن ، چنانچه در سورهء زمر مىخوانيم :
« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
« 1 » ؛ خداوند بهترين گفتار را فروفرستاده وآن نوشتهاى است [ سرتاپا ] يكسان ويكنواخت [ در نيرومندى بيان واستوارى گفتار ] . قابل تكرار در تلاوت . آنان كه از پروردگارشان مىهراسند ، اندام بدنشان از آن به لرزه مىافتد » . اين خود دليل بر آن است كه از نزد خداوند فروفرستاده شده وسخن بشرى نيست ، زيرا اگر گفتارى همانند گفتار آدميان بود ، هرآينه در آن اختلاف ودگرگونى به چشم مىخورد
« وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 2 » .
2 . شبههانگيز بودن ، چنانچه گفتار يا كردارى - بر اثر احتمالاتى چند - شبهه برانگيز باشد ومقصود پنهان گردد . در سورهء بقره آمده :
« إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا »
« 3 » . گاوى كه دستور ذبح آن صادر گشته اكنون براي ما - بني إسرائيل - مايهء شبهه گرديده روشن نيست كه مقصود ، كشتن يك گاو معمولى است يا آن كه در پس پردهء اين دستور ، رازي نهفته كه ما از آن آگاهى نداريم .
در آيهء 7 سورهء آل عمران « متشابهات » به همين معنا به كار رفته است . برخى آيات ، بر اثر وجوه محتمله ، ظاهري شبههانگيز به خود يافته ، دستخوش كجانديشان قرار گرفته تا با تأويل بردن آنها مايهء فتنه گردند ومردم سادهلوح را از راه بهدر برند .
تشابه ، به همين معناى دوم ، مورد بحث ما است :
تشابه از ريشهء « شبه » اسم مصدر ، به معناى « مثل وهمانند » يا « شبه » مصدر ، به معناى همانند بودن گرفته شده است ، كه اين همانندى مايهء شبهه گردد ، زيرا حقيقت پنهان گرديده ، حق وباطل به هم آميخته مايهء اشتباه حق به باطل شده است ، لذا يك گفتار يا يك كردار حقگونه بهصورت باطل جلوهگر گرديده است .
هامش
( 1 ) زمر 39 : 23 .
( 2 ) نساء 4 : 82 .
( 3 ) بقره 2 : 70 .