دستاويزى براي فتنهجويان گرديده است ! اكنون جاى اين پرسش است : چرا چنين شده وآيات متشابه كدامند كه چنين ويژگى را دارند ؟ در پاسخ به اين سؤال ، ناگزير از مطرح نمودن مطالب زير مىباشيم :
احكام وتشابه
احكام در قرآن به سه معنا به كار رفته :
1 . استوار بودن گفتار يا كردارى كه راه خلل وشبهه در آن بسته باشد . در مقابل آن ، متشابه قرار دارد ؛ گفتارى نارسا يا كردارى شبههانگيز .
2 . پايدار وثابت بودن ، در مقابل ناپايدار . احكام ثابته در شريعت را محكم گويند ، در مقابل احكام منسوخه . چنانچه در باب ناسخ ومنسوخ اصطلاح « احكام » به كار مىرود وبر آيات غير منسوخه « محكمه » گفته مىشود .
3 . اتقان ودقت در عمل يا گفتار ، كه بر اساسى متين ومستحكم استوار بوده باشد ، آن را محكم يا مستحكم گويند . چنانچه در سورهء هود آمده :
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ »
« 1 » آيات قرآني تماما حسابشده وبا كمال دقت وبر پايهاى مستحكم استوار گرديده ، آنگاه در بخشهاى گوناگون بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه وآله نازل گرديده است .
احكام - به معناى سوم - تمامى آيات قرآن را در بر مىگيرد وبه معناى دوم ، مخصوص آيات غير منسوخه است . به معناى نخست صرفا در مقابل آيات متشابهه به كار رفته است ؛ كه اين معنا اكنون مورد بحث ما است :
محكم - در مقابل متشابه - به معناى استوار وخللناپذير ، از ريشهء « حكم حكما » به معناى « منع منعا » گرفته شده است ومعناى بازداشتن وجلوگيرى از هرگونه اخلالگرى وتباهى را مىرساند . بدين جهت دهانهء أسب ( لگام ) را در لغت عرب « حكمة الفرس » گويند ، زيرا لگام أو را از سركشى وناهموارى در حركت بازمىدارد .
راغب أصفهاني گويد : « حكم ، أصله : منع منعا لإصلاح » حكم در أصل به معناى منع نمودن وجلوگيرى به كار رفته است . البتة جلوگيرى از افساد به جهت اصلاح
هامش
( 1 ) هود 11 : 1 .