تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
سهل وامكان‌پذير است . شبههء سوم : بودن آيات ناسخ ومنسوخ در قرآن مستلزم وجود تنافى ميان برخى آيات قرآن است كه با آيهء
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 1 » سازگار نيست ، زيرا اين آية هرگونه تضاد وتنافى ميان آيات را نفى مىكند . ولى بايد توجّه داشت كه وجود تنافى در صورتي است كه ظاهري نباشد . هرگاه حكم منسوخ زمانا وملاكا با حكم ناسخ مغايرت داشت ، وهريك در جاى خود مشتمل بر مصلحت زماني خويش بود ، در آن صورت تنافى مرتفع مىگردد . در حقيقت هيچ‌گونه تضادّى ميان دو حكم يادشده وجود ندارد . نهايت أمر آنكه مراجعه‌كننده بايستى جهت يادشده را كه موجب رفع تنافى است آگاهى داشته باشد ، همان گونه كه قبلا متذكر شديم . شبههء چهارم : أساسا وجود آيات منسوخه در قرآن چه فايده‌اى مىتواند داشته باشد ، جز تلاوت لفظ وفارغ از محتوى ؟ ! ولى با تصويرى كه از آيات منسوخه در قرآن ارائه داديم كه أكثر قريب به اتفاق آيات منسوخه از نوع نسخ مشروط به شمار مىآيند ، روشن گرديد كه حتى آيات به ظاهر منسوخ هريك در ظرف مناسب خود وشرايط پيش‌آمده در طول زمان ، كاربرد مخصوص خود را خواهد داشت . اين‌گونه نيست كه ملاك وجودي آن به طور كلى منتفى گرديده باشد . علاوة كه نفس وجود آيات ناسخ ومنسوخ در قرآن ، سير تدريجي ومراحل تشريع احكام را نشان مىدهد . اين خود يك ارزش تاريخي - ديني است كه مراحل تكامل شريعت را مىرساند . در پايان بايد توجّه داشت كه اهميّت موضع قرآن تنها در جنبهء تشريعات آن نيست وجنبه‌هاى ديگر آن از جمله : اعجاز بيانى آن - تا سند زندهء اسلام باشد - نيز از اهميّت بسزايى برخوردار است وبايستى هميشه ثابت واستوار باقي بماند . هر آية خود سند اعجاز به شمار مىرود وبا جاويد بودن اسلام جاويد خواهد ماند .
هامش
( 1 ) نساء 4 : 82 .