صورت نگرفته است . ازاينرو شبههء وجود آيات منسوخهء در قرآن كه موجب گمراه شدن مراجعهكنندگان باشد ، أساسا منتفى است .
شبهات پيرامون نسخ
با برداشتى كه تا اينجا از مسألهء نسخ داشتهايم ، بيشتر شبهات مطرحشده دربارهء نسخ در قرآن خودبهخود منتفى است كه ذيلا به آنها اشاره مىشود :
شبههء أول : « نسخ » در تشريعيّات مانند « بدا » در تكوينيّات ، به مفهوم واقعي آن بر خداوند مستحيل است ، زيرا نسخ وبدا هر دو مفهومي يكسان دارند وآن « نشأة رأي جديد ؛ پيدايش ديدگاه نوين » كه از قبل پيشبينى نشده است . سپس با برخورد با موانع ، تغيير رأى داده وتشريع يا تكوين جديدى را آغاز مىكند . اين معنا مستلزم جهل سابق است وبا علم أزلي خداوندى منافاة دارد ! پاسخ اين شبهه را پيش از اين روشن ساختيم كه نسخ وبدا هر دو بر حسب ظاهر چنين مىنمايند . امّا در علم أزلي الهى همين تغيير فعلى پيشبينى شده بوده است ، وفقط بر مردم پوشيده بوده ودر موقع خود روشن مىگردد ، ومردم چنين مىپنداشتهاند كه تغيير رأيي حاصل گشته است . مثلا تكليفي كه سابقا به گونهء مطلق تشريع گرديده ، بر حسب ظاهر ( اطلاق ازمانى ) گمان استمرار وتداوم مىرفت ، كه خداوند در وقت خود روشن ساخت كه از أول مقيّد بوده واجل زماني داشته كه بر مردم پوشيده بوده است واكنون آشكار گشت . همچنين - در مورد بدا - تغييراتى كه در تكوينيّات داده مىشود ، همه از قبل پيشبينى شده بوده ، ودر وقت خود روشن مىگردد . لذا نسخ وبدا ، هر دو ظاهرىاند نه حقيقي .
شبههء دوم : آنكه وجود آيات منسوخه در قرآن موجب گمراهى مىگردد وبرخى ندانسته آيهء منسوخه را مورد عمل قرار مىدهند . جواب اين شبهه روشن است ، چه اينكه پيامدهاى جهل وناداني افراد جاهل از خودشان نشأت گرفته واگر أهل دانش وتحقيق باشند به آسانى مىتوانند ناسخ را از منسوخ ، عام را از خاص ومطلق را از مقيد جدا سازند . همان گونه كه جدا ساختن آيات متشابهه از آيات محكمه كار دشوارى است ولى براي دانشمندان ثابتقدم ( راسخون في العلم )