باشند ، زيرا همسر گرفته بر كسى كه همسر خود را رها كرده باشد نيز صادق است .
أساسا اين باورى بوده كه عمر گمان داشته وهيچيك از صحابه آن را نپذيرفته است . حتى زيد كه با دستور أبو بكر وسرپرستى عمر به جمعآورى قرآن پرداخت ، آن را از عمر نپذيرفت ، زيرا قرآن با خبر واحد ثابت نمىگردد . آيات ديگرى نيز از عمر نقل كردهاند ، مانند آيهء رغبت . أو مىگويد : ما آيهاى را در قرآن مىخوانديم كه اكنون در آن وجود ندارد وآن « أن لا ترغبوا عن آبائكم فإنه كفر بكم . . . » « 1 » . مورد ديگر آيهء جهاد است . عبد الرحمن بن عوف گفت : آيا در قرآن نمىيابى « أن جاهدوا كما جاهدتم أوّل مرّة » ؟ در جواب گفت : اين آية در ضمن آيات ديگر از قرآن اسقاط گرديده است « 2 » . نيز آيهء فراش « الولد للفراش وللعاهر الحجر » كه گمان مىبرد آيهاى بوده واز قرآن اسقاط شده است « 3 » .
در جاى خود آوردهايم كه احتمال مىرود عمر عبارات موزون وداراى سجع كه از پيامبر شنيده گمان برده كه قرآن است « 4 » . امّا بايد دانست كه با اين گونه گمانها نمىتوان چيزى را اثبات نمود .
شگفت آن است كه برخى از بزرگان أهل سنت چنين گمانهايى را باور داشته به آن فتوى دادهاند . أبو بكر محمد بن أحمد سرخسى ، فقيه وأصولي معروف اين گونه نسخ را پذيرفته است . أو به مسألهء « تتابع صيام ثلاثة أيام » - كه بدل از هدى در حج تمتع است - به استناد قرائت ابن مسعود « فصيام ثلاثة أيام متتابعات » فتوى داده است . أو مىگويد : اين قرائت تا عصر أبو حنيفة رواج داشته ، ودر عدالت ودرستى ابن مسعود شكى نيست . لذا آن را بايد پذيرفت « 5 » . ابن حزم اندلسى نيز در كتاب « المحلى » « 6 » همين مطلب را بيان مىكند .
بر أساس گفتار فوق آيات يادشده پس از وفات پيامبر منسوخ گرديده است . لذا در اين مورد بايد گفت كه أساسا معقول به نظر نمىرسد يك آية كه سند حكم شرعي
هامش
( 1 ) صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 211 - 208 . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 167 وج 5 ، ص 116 .
( 2 ) ر . ك : جلال الدين سيوطى ، الدر المنثور ، ج 1 ، ص 106 .
( 3 ) همان .
( 4 ) ر . ك : صيانة القرآن من التحريف ، ص 162 - 159 .
( 5 ) سرخسى ، كتاب « الأصول » ، ج 2 ، ص 81 .
( 6 ) ج 11 ، ص 236 - 234 .