به آن راه نمىيابد . [ زيرا ] از جانب كسى نازل گشته كه فرزانهء ستوده است » . بر همهء اين پندارها خطّ بطلان مىكشد .
« وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » ؛ خداوند بر كار خويش چيره است ، ولى بيشتر مردم نمىدانند » .
2 . نسخ لفظ وبقاى محتوا
بدين معنا كه در قرآن آيهاى وجود داشته كه مشتمل بر حكمي از احكام شرعي بوده ، سپس لفظ وعبارت آية برداشته شده ( منسوخ گرديده ) گرچه محتواى آن كه يك حكم شرعي است ، همچنان ثابت مانده ونسخ نگرديده است .
براي شاهد ، آياتي شمردهاند ؛ از جمله آيهء رجم « الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة نكالا من اللّه واللّه عزيز حكيم » « 2 » . خليفهء دوم اصرار داشت كه اين آية از قرآن است وزيد بن ثابت بىجهت آن را در قرآن ثبت نكرد وتا آخرين روز حيات خود بر همين عقيدة بود ، گرچه هيچيك از صحابه از وى نپذيرفت .
در قرآن كريم ، تنها مسألهء جلد زانى ( 100 تازيانه ) بر ارتكاب زنا مطرح است .
ولى عمر عقيدة داشت كه مسألهء رجم زانى طبق آيهء فرضشده نيز مطرح بوده است . ولى عبارت « شيخ وشيخة » به معناى پيرمرد وپيرزن است كه هرگاه مرتكب زنا شدند سنگسار مىشوند .
كساني كه اين گمان را از عمر باور كردهاند ، در تفسير « شيخ وشيخه » ماندهاند كه چرا سنگسار شدن ويژهء پيران باشد ؟ ! لذا مالك بن انس ( پيشواى فرقهء مالكيّه ) در كتاب « الموطّأ » آن را به ثيّب وثيّبة ( مرد وزنى كه همسر گرفتهاند ) تفسير كرده است « 3 » . ولى آن هم درست نيست ، زيرا « رجم » مخصوص « محصن ومحصنه » ( مرد وزنى كه همسر دارند ) است . اين اخصّ از « ثيّب وثيّبه » است كه همسر گرفته
هامش
( 1 ) يوسف 12 : 21 .
( 2 ) ابن حزم ، المحلّى ، ج 11 ، ص 236 - 234 . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 211 - 208 . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 167 وج 5 ، ص 116 . مسند أحمد ، ج 1 ، ص 23 وج 5 ، ص 132 و 138 وأبو داود ، الحدود / 23 وترمذى ، الحدود / 7 . ابن ماجة ، الحدود / 9 . دارمى ، الحدود / 16 . موطأ مالك ، الحدود / 10 .
( 3 ) ر . ك : جلال الدين سيوطى ، تنوير الحوالك ، شرح موطّأ ، ج 3 ، ص 42 ونيز ابن حجر عسقلانى ، فتح الباري ، در شرح بخارى ، ج 12 ، ص 127 .