تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
قرائت‌هاى صحيح همان است كه در « الشاطبى » و « التيسير » آمده است . حتى برخى قرائت‌هايى را كه در دو كتاب مذكور نيامده ويا از قرّاء سبعة نيست ، شاذّ وخلاف قاعده مىدانند . در حالي كه چه بسيار قرائت‌هايى كه در دو كتاب يادشده نيامده ويا از قرّاء سبعة نيست ، ولى صحيح‌تر از قرائت‌هايى است كه در اين دو كتاب آمده ويا از قرّاء سبعة است . اين شبهه از آنجا نشأت گرفته كه گمان برده‌اند قرائت‌هاى هفت‌گانه همان « أحرف سبعة » است كه در حديث بدان اشاره شده ! » . وى اضافه مىكند : « گروه زيادى از ائمهء پيشين ، عمل ابن مجاهد را مبنى بر اكتفاء به هفت تن از قرّاء مورد نكوهش قرار داده ودر اين مورد به أو نسبت خطا داده وگفته‌اند : اگر عددي كمتر از عدد هفت ويا بيشتر انتخاب مىنمود ويا مقصود خود را به وضوح بيان مىكرد ، نادانان از اين شبهه رهايى مىيافتند » « 1 » . جلال الدين سيوطى گويد : « بزرگان پيشين نسبت به كساني كه گمان كرده‌اند كه قرائت‌هاى معروف همان است كه در كتاب‌هايى مانند التيسير والشاطبية آمده كاملا اعتراض دارند وآخرين كسى كه به آن تصريح نموده ، شيخ تقى الدين سبكى است » « 2 » . اين بود اعتراضات بزرگان فنّ نسبت به ابن مجاهد ، دربارهء حصر قرائات در سبعة ، كارى كه ديگران نكرده بودند . ولى آيا اين اعتراضات تأثيرى داشته است ؟ ! بررسى آثار موجود نشان مىدهد كه طبقهء عامّه از آغاز قرن چهارم ، همان رويّهء اوليّه را ادامه داده وبه پيروى تقليدگونهء محض ، به همان قرّاء سبعة اكتفا كرده‌اند . اما علما ودانشمندان كه در زمان‌هاى بعد آمده‌اند ، به رعايت بىطرفى واتخاذ روشى بر خلاف نظر عامّه قادر نبوده‌اند ؛ وعملا هم‌آهنگ وهمراه با عامّه در سرازيرى مسيل حركت كرده‌اند . نمونهء اين دانشمندان ، أبو محمد مكي ( متوفاى 437 ) است كه سرسخت‌ترين مخالفان انحصار قرائات به هفت قرائت است . مع‌الوصف كتاب خود را به نام « الكشف عن وجوه القراءات السبع » به قرائت‌هاى سبعة اختصاص داده است .
هامش
( 1 ) النشر في القراءات العشر ، ج 1 ، ص 36 . ( 2 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 81 .