از « قرائتهاى سبعة » همان « أحرف سبعة » است كه در حديث نبوي آمده است .
ازاينرو بزرگان ونقّادان ، همگى سرزنش وملامت تند خود را متوجه ابن مجاهد كردند ؛ كه عمل أو است كه اين تصوّر عاميانه را به وجود آورده وايجاب كرده است تا عظمت وشؤون ائمهء ديگر كه برتر وبالاتر از قرّاء سبعهاند ، ناچيز وبىارزش جلوه كند ! .
اعتراض به موضع ابن مجاهد
بسيارى از بزرگان شتابزدگى ونااستوارى ابن مجاهد را در انتخاب قرائات سبع ، شديدا مورد نكوهش قرار دادهاند كه نمونههايى از آن ذيلا نقل مىشود :
امام أبو العباس أحمد بن عمار مهدوى ؛ قارى ومفسّر قرآن ، ابن مجاهد را سخت سرزنش مىكند ومىگويد : « بنيانگذار انحصار قرائتها در هفت قرائت ، عملي ناشايسته انجام داد واين توهّم را بر عامهء كوتهنظر آورد كه اين قرائتهاى هفتگانه ، همان أحرف سبعة است كه در حديث آمده است وشايد اگر أو قرائتها را در عددي زير عدد هفت ويا بيشتر قرار مىداد ، اين اشكال وتوهّم به وجود نمىآمد وشبهه از ميان مىرفت . علاوة بر اين ، وى در مورد هر امامي به دو راوي اكتفا كرده واين موجب شده است كه اگر كسى قرائتى را بشنود كه ثالثى غير از آن دو نقل كرده باشد ، نپذيرد وآن را باطل بداند . در حالي كه چهبسا اين قرائت مشهورتر وصحيحتر باشد وممكن است كه نادانانى در اين مورد دچار مبالغه شوند وامر آنان به خطا وكفر بيانجامد » « 1 » .
أبو بكر ابن العربي در همين زمينه گفته است : « تنها قرائتهاى هفتگانه نيست كه روا باشند تا اين كه گفته شود قرائتهاى ديگر مانند : قرائت أبو جعفر وشيبه وأعمش كه همانند قرّاء سبعة ويا برتر از آنان بودهاند ، غير مجاز است ! » . جلال الدين سيوطى پس از نقل اين مطلب از ابن العربي ، مىگويد : « كسان ديگرى نيز اين سخن را گفتهاند كه از جملهء آنان : أبو محمد مكي بن أبي طالب وأبو العلاء همداني وديگر ائمهء قرّاء را مىتوان نام برد » « 2 » .
هامش
( 1 ) الاتقان في علوم القرآن ، ج 1 ، ص 80 .
( 2 ) همان .