تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اعتراض ابن شنبوذ نسبت به اين روش ابن مجاهد ، ( حصر قرائات در هفت قرائت ) همان‌طور كه قبلا نقل شد ، بسيار شديد بود . ابن مقسم نيز نسبت به سدّ باب انتخاب واختيار قرائت شديدا اعتراض كرد وگفت : « همان‌طور كه خلف بن هشام وأبى عبيد وابن سعدان مىتوانستند قرائتى اختيار كنند واين كار براي آنان جايز بود ؛ ديگران نيز كه پس از آنان آمده‌اند ، مىتوانند به همان نحو عمل كنند » « 1 » . ابن مجاهد تمام كوشش خود را براي سدّ باب اجتهاد در قرائت به كار برد وبه طور نسبى توفيقي حاصل كرد ، زيرا شرايط حاكم بر آن دوران تاريك ونابسامان جامعهء اسلامى أو را كمك كرد تا در خواسته‌هايش پيروز شود ، ومخالفان خود را منزوى سازد . مسألهء حصر قرائات در هفت قرائت از جمله كارهاى اوست واگر ناهمگونى ونقصى در اين كار وجود دارد ، بر عهدهء أو است كه شتاب‌زده به چنين عمل خطيرى دست زد . دكتر صبحي صالح مىگويد : « بيشترين سهم سرزنش اين عمل توهّم‌آفرين ( كه تنها قرائت معتبر قرائت قرّاء سبعة است ) متوجه ابن مجاهد است كه در رأس قرن سوم هجرى در بغداد ، به جمع‌آورى هفت قرائت از هفت تن از ائمهء مكة ومدينه وبصره وكوفه وشام دست زد وتنها اينان به وثوق وامانت ودقّت در ضبط قرائت معروف شدند . در حالي كه اين عمل ، ملاكى واقعي نداشته وصرفا يك تصادف واتفاقي است ، زيرا در بين ائمهء قرّاء افراد بسيار وقابل توجّهى هستند كه از قرّاء سبعة برترند » « 2 » . آرى ، به هنگامى كه دانشمندانى مانند : أبو عبيد قاسم بن سلام وأبو جعفر طبري وأبو حاتم سجستانى وديگران ، كتاب‌هايى در فنّ قرائت نگاشته وفرآهم مىساختند ، اصطلاح « قرائت‌هاى هفت‌گانه » مطرح نبود وچندان شهرتى نداشتند وآنان در تأليفات خود ، قرائت‌هاى بيشترى را يادآور شده‌اند . اين عبارت « قرائت‌هاى هفت‌گانه » در أول قرن چهارم به دست ابن مجاهد كه احاطه‌اى بر روايات ودر راه كسب علم سفري نداشت « 3 » ، رواج يافت . در نتيجة مردم عوام تصوّر كردند كه منظور
هامش
( 1 ) معرفة القرّاء ، ج 1 ، ص 249 . ( 2 ) مباحث في علوم القرآن ، ص 247 و 148 . ( 3 ) زركش ، البرهان ، ج 1 ، ص 327 .