اولين كسى است كه اين قرائتها را در اندلس ترويج كرد .
پس از وى أبو محمد مكي بن أبي طالب قيسى ( متوفاى 407 ) مؤلف « التبصرة » و « الكشف عن وجوه القراءات السبع » وسپس حافظ أبو عمرو عثمان بن سعيد دانى ( متوفاى 444 ) مؤلف « التيسير » و « جامع البيان » به اين كار دست زدند .
در دمشق ، أستاذ أبو على حسن بن علي اهوازى ( متوفاى 446 ) كتابهايى در قرائت تأليف كرد .
در همين أيام أبو القاسم يوسف بن علي هذلى ( متوفاى 465 ) از مغرب به مشرق سفر كرد واز كشورهاى مختلف ديدن نمود ودر اين كشورها ، روايات ائمهء قرائت را مطرح ساخت . أو به ماوراءالنهر رسيد ودر غزنه وديگر شهرها به كار قرائت پرداخت . آنگاه كتابي به نام « الكامل » تأليف كرد كه در آن پنجاه قرائت از ائمهء معروف گردآورى شده است . در كتاب أو 1459 روايت آمده است . أو مىگويد : « من با 365 شيخ وأستاذ قرائت از آخر مغرب تا دروازهء فرغانه ، ملاقاة كردم » .
پس از وى أبو معشر عبد الكريم بن عبد الصمد طبري ( متوفاى 478 ) كتاب « التلخيص » و « سوق العروس » را دربارهء قرائتهاى هشتگانه در مكة تأليف كرد كه در آنها 1550 روايت وطريق آمده است . ابن الجزري مىگويد : « كسى را نمىشناسيم كه بيشتر از اين دو علوم قرائت را جمعآورى كرده باشند ، مگر أبو القاسم عيسى بن عبد العزيز اسكندرى ( متوفاى 629 ) كه كتابي به نام « الجامع الأكبر والبحر الأزخر » تأليف كرد ومحتوى بر 7000 روايت وطريق است » .
ابن جزرى اضافه مىكند : « تأليف كتب دربارهء قرائتها ، همچنان ادامه دارد ومؤلفان ، قرائتهاى شاذّ وصحيح را بر مبناى تحقيقات خود ويا بر أساس آنچه كه خود صحيح مىدانند ، روايت مىكنند ومورد اعتراض هيچكس واقع نشدهاند ، بلكه آنان در اين رهگذر از پيشينيان پيروى مىكنند زيرا قرائت ، سنّت متّبعى است كه همچنان يكى از ديگرى أخذ مىكند وهمانطور كه در كتابهاى « الكامل » از هذلى « سوق العروس » از طبري ، « الإقناع » از اهوازى ، « كفاية » از أبو العز ، « مبهج » از سبط خياط ، « روضه » از مالكي وأمثال اينها آمده مورد اتّباع است وبر مبناى روايات آنان ومحتويات اين كتابها أعم از ضعيف وشاذّ ، از قرّاء سبعة باشد ويا عشره ويا غير
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص٢٢٦