تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
- مستند كردن اين قرائت‌ها به دلايل وتعليل‌هاى اعتباري ونظري ، دليل بر آن است كه قرائت‌هاى يادشده از روى اجتهاد بوده است واگر قرائتى به تواتر رسيده باشد نيازى به اقامهء دليل اعتباري بر صحّت آن ندارد . - وجود تناقض بين اين قرائت‌ها كه تواتر آن‌ها را از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نفى مىكند ، زيرا نمىتواند دو چيز متناقض ، هر دو وحى باشد . - بين تواتر قرآن كه مورد اعتقاد همگان است با تواتر وقرائت‌ها ، ملازمه‌اى وجود ندارد وفقط افراد مقلّد وبىاطلاع‌اند كه به اين سخن زبان گشوده‌اند . - هيچ ارتباطي بين حديث « أنزل القرآن على سبعة أحرف » ومسألهء « تواتر قرائت‌ها » وجود ندارد وبه تعبير امام أبو الفضل الرازي ، اين شبهه‌ايست كه برخى از عوام دچار آنند .

ضابطهء تشخيص قرائت صحيح

بزرگان فنّ قرائت ، براي تشخيص قرائت صحيح وجدا ساختن آن از قرائت غير صحيح ، ضابطه‌اى مشخص كرده‌اند كه در اينجا ذكر مىگردد . در اين باره سه شرط را يادآور شده‌اند : شرط أول : صحت سند قرائت . بايد قرائت شناخته‌شده ، داراى سند صحيح تا يكى از صحابه باشد . شرط دوم : با رسم‌الخط مصحف توافق داشته باشد . شرط سوم : با قواعد أدبي عرب توافق داشته باشد . هرگاه قرائتى داراى اين سه شرط باشد ، صحيح ومورد قبول است . اگر يكى از اين شروط را نداشته باشد غير صحيح ومردود است . اصطلاحا به قرائتى كه فاقد شروط مذكور است ، شاذّ گويند . اين شروط سه‌گانه را أركان قرائت مورد قبول نام نهاده‌اند . در توضيح اين أركان ( شرايط سه‌گانه ) گفته‌اند : قرائت لازم نيست با فصيح‌ترين قواعد عربى تطابق داشته باشد . كافى است كه با يكى از لغت‌هاى عرب - گرچه نامشهور باشد - مطابقت كند ، زيرا علماى نحو ، بسيارى از قرائت‌ها را با قواعد مخالف ديده‌اند ، در