داشتهاند ، ولى مشمول اين حديث نگرديدهاند ، مانند آن باشد كه پيامبر صلّى اللّه عليه وآله تنها به ابن مجاهد سفارش كرده باشد تا مصداق « أحرف سبعة » را تعيين كند ، وگذشتگان وآيندگان را از آن محروم سازد .
أبو محمد هروى مىگويد : « اين سخن درستى نيست كه حديث « أحرف سبعة » مربوط به قرائتهاى هفتگانه است كه قرّاء آن در زمانهاى بعد متولد شدهاند ، زيرا اين سخن منجرّ به آن مىشود كه حديث بدون فايده باشد تا اين كه اينان به وجود آيند ونيز لازمهء اين سخن آن است كه براي هيچيك از صحابه ، جايز نبوده است كه قرآن را قرائت كنند ، مگر اينكه از پيش بدانند كه قرّاء سبعة بعدا چه نحو قرائتى را اختيار كرده وبدان قرائت مىكنند » . وى اضافه مىكند : « من اين مطلب را به خصوص يادآور شدم ، زيرا گروهى از عامّهء مردم به آن دل بستهاند » « 1 » .
خلاصهء بحث
از مجموع بحثهاى گذشته روشن گرديد كه اثبات تواتر قرائتها از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله امرى محال مىنمايد ، زيرا :
- هيچ دليلي بر اثبات اين مدّعا وجود ندارد .
- اختلاف قرائتها داراى أسباب وعواملي بوده كه موجب پيدايش اختلاف بين قرّاء گرديده است .
- تمام سندهاى قرائتها كه در كتب قرائت آمده ، در زمرهء اسناد آحاد است وهيچيك از آنها متواتر نيست علاوة بر شك وترديدى كه در مورد صحت اين سندها وجود دارد وآثار جعل در آن ديده مىشود وچهبسا سندهاى ساختگى وتشريفاتى باشند .
- ايرادات واعتراضات بسيارى از علما وبزرگان امّت بر بسيارى از قرائتهاى اين قرّاء كه اگر آنها متواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله بود ، هيچ مسلمانى را جرأت ايراد واعتراض بر آن نبود .
- وجود قرائتهاى شاذّ از قرّاء سبعة كه منافى با تواتر است .
هامش
( 1 ) الكافي از أبو محمد هروى . ر . ك : البرهان ، ج 1 ، ص 33 .