كنند ، كارى بس مشكل ومشقّتبار بود واين امر ميسّر نمىشد مگر پس از تحمّل مشقّتهاى طولانى تا اين كه اين عادت عوض شود وزبان به غير آنچه عادت داشته عادت كند . لذا خداوند اراده فرموده تا از روى رحمت ولطف ، تسهيلاتى در اين باره براي أمت روا دارد ، چنانكه در أصل دين چنين تسهيلاتى را روا داشته است » « 1 » .
ابن يزداد اهوازى گويد : از علىّ بن أبي طالب عليه السّلام وابن عباس روايت شده گفتهاند :
« قرآن به لغت هر قبيلهاى از قبايل عرب ، نازل شده است » . در روايتي از ابن عباس آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه وآله قرآن را به لغت ( لهجه ) واحدى بر مردم قرائت مىكرد واين بر مردم دشوار بود ، لذا جبرئيل نازل شد وگفت : « اى محمد ! قرآن را براي هر قومي به لغت خود ايشان قرائت كن » .
أبو شامه مىگويد : « حقّ همين است ، زيرا وقتي از نظر ايجاد تسهيلات براي مردم عرب ، قرائت قرآن به غير زبان قريش مجاز باشد ، شايسته نيست كه أقوام ديگر مجاز نباشند كه قرآن را به لهجهء خود بخوانند واين تسهيلات براي گروهى باشد وبراي گروه ديگر نباشد ، زيرا هيچكس جز در حدّ توانايى خود تكليفي ندارد . وقتي كساني مجازند تا كلمات قرآن را بر حسب لغت خود با تخفيف همزه يا ادغام ويا ضم ميم جمع ويا وصل « ها » كناية وأمثال اينها تلفظ كنند ، چطور مىتوان ديگران را محروم كرد وآنها را مكلف دانست كه فقط به يك نحو قرائت كنند . از همين قبيلند كساني كه « شين » را مانند « جيم » و « صاد » را مانند « زاء » و « كاف » را مانند « جيم » و « جيم » را مانند « كاف » تلفظ مىكنند . اينان بهمنزلهء كساني هستند كه مخرج برخى از حروف را ندارند ودر زبان آنان لكنتى وجود دارد وهيچكس به بيش از آنچه در امكان اوست مكلف نيست ، ولى بر اوست كه اگر مىتواند كوشش كند وآنچه را صحيح است بياموزد » « 2 » .
اين ، همان است كه ما در تفسير « أحرف سبعة » يعنى اختلاف لغات ( لهجهها ) عرب در تعبير وادا وتلفظ كلمات ، پذيرفتهايم وقبلا نيز از سيوطى نقل شد كه
هامش
( 1 ) تأويل مشكل القرآن ، ص 40 - 39 .
( 2 ) المرشد الوجيز ، ص 97 - 96 .