فرشتگان آن را بر وفق لهجهء عرب بالا برده به ساحت قدس الهى عرضه مىدارند .
همين است معنا گفتار ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه وآله كه فرموده است : « من در ميان أمتي مبعوث شدهام كه در ميان آنان عجوز وپيرمرد ونوجوان پسر ودختر وافرادى كه هرگز كتابي نخواندهاند ، وجود دارند » . لذا تجويز فرموده تا أمت وى قرآن را بر هفت حرف وبر حسب اختلاف لهجههاى خود قرائت كنند ولهجههاى خاصي كه نمىتوانند آن را ادا كنند بر آنان تكليف نشده است . در روايت ديگرى فرموده : « قرآن را به هرگونه كه مىخواهيد ، يعنى هر گونه كه مىتوانيد ، قرائت كنيد » . يا « هر كسى قرآن را به نحوى كه آموخته بخواند ، همگى در همين زمينه است » . در همين مورد أبو العالية روايت كرده كه پنج نفر آياتي از قرآن را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه وآله خواندند وهر پنج نفر در لغت ( يعنى در لهجه ) با يكديگر اختلاف داشتند وپيامبر صلّى اللّه عليه وآله قرائت هر پنج نفر را تصويب نمود « 1 » .
ابن قتيبة مىگويد : « از تسهيلات خداوندى يكى اين است كه امر فرمود به پيامبر صلّى اللّه عليه وآله تا قرآن را هر قومي به لغت خودشان وبر حسب عادت خودشان تعليم دهد . في المثل طايفهء هذيل به جاى
« حَتَّى حِينٍ »
« 2 » « عتّى حين » مىخواندند ، براي اينكه اين كلمه را به همين نحو تلفظ مىكنند . طايفهء أسد نيز « تعلمون » و « تعلم » و
« تَسْوَدُّ وُجُوهٌ »
« 3 » را به كسر « تاء » تلفظ مىنمايند و
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ »
« 4 » را به كسر همزهء « اعهد » مىخوانند . طايفهء تميم همزه را اظهار مىكردند وقريش اظهار نمىكردند .
برخى كلمهء
« قِيلَ »
« 5 » و
« غِيضَ »
« 6 » را به اشمام ضمّه با كسره وبرخى
« رُدَّتْ »
« 7 » را به اشمام كسره وبا ضمه وبرخى ديگر « وما لك لا تأمنّا » « 8 » را به اشمام ضمه وبا ادغام تلفظ وقرائت مىكردند . اين از آن جهت است كه هر زبانى به نحوى عادت كرده وقدرت تلفظ به غير آنچه عادت كرده ندارد . اگر قرار بود كه هر گروه از اين أقوام مكلف باشند ، أعم از كودك ونوجوان وپير ، لغت خود را تغيير دهند وعادت خود را ترك
هامش
( 1 ) تفسير طبري ، ج 1 ، ص 15 .
( 2 ) مؤمنون 23 : 54 .
( 3 ) آل عمران 3 : 106 .
( 4 ) يس 36 : 60 .
( 5 ) بقره 2 : 11 .
( 6 ) هود 11 : 44 .
( 7 ) يوسف 12 : 65 .
( 8 ) يوسف 12 : 11 .