« أوليك » ( با ياء ) ويا مانند « شركاوهم » و « أحبّاؤه » ( با واو ) ومثل « بداكم » و « أخاه » « 1 » ( با الف ) از همين مقولة است . نيز قرائت « را » به جاى « رأى » و « ترا » به جاى « تراءى » و « اشمزت » به جاى « اشمأزت » و « فادارتم » به جاى « فادّارأتم » كه آنها را « تخفيف رسمي » مىنامند ، در زبان عرب وجهي ندارند » . ابن جزرى اضافه مىكند : « اين موارد ولو آن كه از شخص موثّقى هم نقل شده باشد ، قابل قبول نيست ، زيرا وجهي براي صحت آن وجود ندارد » « 2 » .
بنابراين بايد گفت : اين گفتار قوىترين دليل بر آن است كه قرائتهاى هفتگانه به تواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نقل نشده است وگرنه ردّ آن هرگز جايز نبود ومىبايست بدون چون وچرا آن را پذيرفت .
حديث أحرف سبعة
جنبهاى كه براي حجّيت قرائات سبع ارائه دادهاند ، حديث معروف « انزل القرآن على سبعة أحرف » است ؛ يعنى قرآن به هفت حرف نازل شده است تا اشارهاى باشد به قرائات سبع .
أحرف را جمع حرف ، به معناى قرائت گرفتهاند . ولى روشن خواهيم ساخت كه حرف در اين حديث به معناى لهجه است . قبايل مختلف عرب با لهجههاى گوناگون نماز مىخواندند وقرآن را بر خلاف لهجهء قريش كه فصيحترين لهجههاى عرب است قرائت مىكردند . برخى از صحابه معترض شده از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله پرسيدند چگونه است ، آيا بايد تمامى عرب وتمامى مردم جهان طبق لهجهء قريش تلاوت كنند ؟
فرمودند : « نه . قرآن به هفت لهجه نازل شده وبه لهجهء قريش اختصاص ندارد » . عدد هفت كناية از كثرت است وعدد خاص منظور نيست . اينك نظري به أحاديث يادشده از طرق فريقين مىافكنيم ، نخست در روايات منقول از أهل بيت عليهم السّلام ، سپس روايات أهل سنت :
هامش
( 1 ) أعراف 7 : 111 وشعراء 26 : 36 .
( 2 ) النشر ، ج 1 ، ص 17 - 16 .