أبو عمرو ابن العلاء مىگفت : كلمهء « لا يعذّب » از آيهء
« فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَلا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ »
« 1 » را چگونه مىخوانى ؟ وى گفت : آن را به كسر ذال مشدّد قرائت مىكنم . آن مرد گفت : چرا ؟ در حالي كه از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نقل شده وى آن را به فتح ذال مىخوانده است . أبو عمرو به أو گفت : اگر كسى بگويد من از پيامبر قرائتى را شنيدهام ، آن را نمىپذيرم ، آيا مىدانى چرا ؟ زيرا گفتهء كسى را كه بر خلاف قرائت عامّهء مردم است ، باور ندارم وگفتهء يك فرد ، مورد شك وترديد است » « 2 » .
سخن أبو عمرو در اينجا قابل ملاحظه است تا چگونه بر آنچه عامّهء مسلمانان پذيرفتهاند ، اعتماد مىكند « 3 » ونقل واحد را ردّ مىكند ومورد توجه قرار نمىدهد . در حالي كه كسائى از قرّاء سبعة ويعقوب از قرّاء عشره وحسن از قرّاء أربعة ، « لا يعذّب » را به فتح ذال مشدّد خواندهاند « 4 » .
آيا معقول است كه روايت متواترى وجود داشته باشد ودر اختيار كسائى كه در آخر قرن دوّم مىزيسته قرار گيرد وأبو عمرو كه در آغاز اين قرن زندگى مىكرده است از آن بىخبر باشد ؟ ! ابن جزرى معتقد است : « برخى از قرائتهايى را كه شخص مورد وثوقى نقل كرده است ، اگر با توجه به قواعد عربى قابل توجيه نباشد ، قابل قبول نيست گرچه با رسمالخط مصحف منطبق باشد . چنين قرائتى قطعا ناشى از اشتباه وفراموشى وعدم ضبط صحيح آن است . اين بر أهل تحقيق وحافظان درستكار پوشيده نيست گرچه اندك است وشايد يافت نشود » .
گويد : « برخى ، روايت خارجه را از نافع در مورد « معايش » با همزه ، از اين قبيل دانستهاند . روايت ابن بكار از أيوب از يحيى واز ابن عامر دربارهء
« أَدْرِي أَ قَرِيبٌ »
« 5 » به فتح ياء واثبات همزه نيز از همين قبيل است . وروايت أبو على عطار از عباس از أبو عمرو دربارهء « ساحران تظاهرا » « 6 » به تشديد ظاء نيز اين چنين است . ونيز آنچه را كه برخى از شارحان شاطبيّه دربارهء وقف حمزه نقل كردهاند ، در مورد « أسمائهم »
و
هامش
( 1 ) فجر 89 : 26 - 25 .
( 2 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 425 به نقل از منجد المقرئين از ابن الجزري .
( 3 ) در آينده خواهيم گفت كه اين از عمدهترين ملاكهاى قبولى قرائت وصحت آن بشمار مىرود .
( 4 ) اتحاف فضلاء البشر ، ص 439 .
( 5 ) أنبيا 21 : 109 وجن 72 : 25 .
( 6 ) طه 20 : 63 .