در هر حال ، سهلانگارى مسئولان آن زمان از نظر وجود اشتباهات وتناقضات در مصحف ، براي هميشه مشكلاتى براي أمت اسلامى ايجاد كرد . البتة عدم تصحيح اين اشتباهات در ادوار بعد از عثمان ، از آن جهت بوده كه در زمانهاى متأخّر ، ممكن بود دشمنان به عنوان تصحيح قرآن واصلاح ناهنجارىهاى آن ، قرآن را دستخوش تحريف سازند وكتاب خدا بازيچه دست مغرضان وهواپرستان قرار گيرد . علي عليه السّلام در اين باره فرموده است : « انّ القرآن لا يهاج اليوم ولا يحوّل » وهمين فرمان به عنوان يك أصل وپايهء قانوني براي هميشه مورد پذيرش مسلمانان قرار گرفت . لذا كسى را ياراى آن نبود كه قرآن را مورد دستبرد قرار دهد .
بايد توجه كرد كه بودن ناهنجارىهاى املايى در مصحف خللى در أساس وكرامت قرآن ايجاد نمىكند ، زيرا :
أولا ؛ واقع قرآن آن است كه خوانده مىشود ، نه آنچه نوشته مىشود . كتابت به هر أسلوبي باشد ، ما دام كه قرائت صحيح ومنطبق بر نحوهء متداول در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وصحابهء أو باشد ، موجب هيچ ضرر وزيانى نخواهد شد . بهطورىكه بيان شد ، ترديدى نيست كه مسلمانان از صدر أول تا امروز ، نص قرآن را به گونهء صحيح ، حفظ كردهاند .
ثانيا ؛ تخطئهء كتابت قرآن ايرادى است به نويسندگان أولية از نظر جهل ويا سهلانگارى آنان وايرادى به خود كتاب نيست كه
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
« 1 » .
ثالثا ؛ اشتباهات املايى كه در مصحف همچنان باقي بوده وتغيير داده نشده ، خود حجّتى است بر سلامت قرآن از هرگونه دستبرد وتحريف ، زيرا تصحيح اشتباهات املايى كه سزاوار بود انجام شود ولى براي حفظ كرامت ، سلف دربارهء آن اقدامى نكرده ، دليل روشنى است كه در سرتاسر قرآن هيچگونه تغييرى صورت نگرفته است وموجب شده كسى جرأت نكند به آن دستبردى بزند .
اكنون نمونههايى از مهمترين اشتباهات رسمالخط موجود در قرآن را در ذيل مىآوريم :
هامش
( 1 ) فصّلت 41 : 42 .