سورهء يونس ، آيهء 30 : « تبلو » ، « تتلو » « 1 » .
سورهء يونس ، آية 92 : « ننجّيك » ، « ننحّيك » « 2 » .
سورهء عنكبوت ، آية 58 : « لنبوّئنّهم » ، « لنثوينّهم » ، « لنبوينّهم » « 3 » .
سورهء سبأ ، آية 17 : « نجازي » ، « يجازي » « 4 » .
سورهء حجرات ، آية 6 : « فتبيّنوا » ، « فتثبتوا » « 5 » .
در هر صورت خالى بودن مصحفها از علايم ونشانهها علّت عمدهء پيدايش اختلاف قرائت در زمانهاى بعد بود ، زيرا مردم به شنيدن وحفظ كردن قرآن اتكا داشتند ودر طول زمان اشتباهاتى در نقل ويا شنيدن آيهاى رخ مىداد ، زيرا اين يك واقعيت است كه انسان هر اندازه كه در حفظ كردن مطلبي دقت كند ، بالآخرة در معرض فراموشى واشتباه قرار دارد . مگر آن كه مطلب مورد نظر را به وسيلهء كتابت ضبط كند ، ازاينرو گفته شده است : « ما حفظ فرّ وما كتب قرّ » . به علاوة نفوذ ورخنهء أقوام غير عرب در جزيرة العرب وگسترش تعداد وجمعيت آنان با گسترش قلمرو اسلام ، خود موجب وجود اختلاف در قرائت مىشد . بنابراين ايجاب مىكرد كه اعضاى كميتهء يكى كردن مصاحف ، در وقت خود ، نسبت به آيندهء امّت اسلامى توجه كنند وراه حلّى براي جلوگيرى از ايجاد اختلاف وخلل در قرائت قرآن بيابند .
ولى روحيهء اهمال وسهلانگارى كه در آن وقت بر مسئولان غالب بود ، مانع از انجام چنين كارى شد .
ابن جزرى تصور كرده است كه مسئولان آن روز ، به عمد واز روى حكمتى ، از به كار بردن علايم ونشانهها خوددارى كردهاند مىگويد : « از اين جهت بوده است تا نوشتار قرآن هرگونه قرائتى را كه از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله رسيده است پذيرا باشد ، زيرا در آن روزگار ، بر حفظ وسماع اتّكا مىشد نه بر خطّ ونوشتار » « 6 » .
زرقانى نيز با اين توجيه غير مقبول موافقت كرده گويد : « در آن دوره كلمات قرآن را بدون نقطه وعلامت كتابت كردند تا قرائتهاى گوناگون را پذيرا باشد » « 7 » . با آن كه
هامش
( 1 ) همان ؛ ج 5 ، ص 105 .
( 2 ) همان ؛ ص 130 .
( 3 ) همان ؛ ج 8 ، ص 290 .
( 4 ) همان ؛ ص 384 .
( 5 ) همان ؛ ج 3 ، ص 94 وج 9 ، ص 131 .
( 6 ) النشر في القراءات العشر ؛ ج 1 ، ص 7 .
( 7 ) مناهل العرفان ؛ ج 1 ، ص 251 .