اين بود كه عثمان را بر آن دارد كه به يكسان نمودن مصاحف والزام مردم به قرائت واحد اقدام كند كه همهء أصحاب به درستى اين نظر اتفاق كردند جز عبد اللّه بن مسعود « 1 » . لذا حذيفة با شتاب هر چه تمامتر ، به سوى مدينه شتافت تا عثمان را برانگيزد كه امّت محمّد صلّى اللّه عليه وآله را پيش از پراكندگى دريابد . حذيفة به عثمان گفت : « اى خليفهء مسلمين ! من بدون پردهپوشى هشدار مىدهم ؛ اين امّت را درياب پيش از آن كه گرفتار همان اختلافى شوند كه يهود ونصارى به آن گرفتار شدند » .
عثمان پرسيد : « موضوع چيست ؟ » حذيفة گفت : « در جنگ ارمنستان شركت داشتم .
در آنجا مردم شام ، قرآن را به قرائت ابىّ بن كعب مىخواندند كه مواردى از آن را مردم عراق نشنيدهاند . مردم عراق از قرائت ابن مسعود تبعيت مىكردند كه در مواردى مردم شام از آن بىاطلاع بودند وهر گروه ، گروه ديگر را تكفير مىكرد » « 2 » .
مشورت عثمان با صحابه
اين حوادث ونظاير آن سرانجام نامطلوبى داشت . بدين لحاظ عثمان به طور جدّ در فكر يكسان كردن مصاحف برآمد . در آن هنگام يكسان نمودن مصاحف كارى بس بزرگ وپديدهاى جديد بود وهيچيك از پيشينيان به چنين كارى دست نزده بود . به علاوة مشكلات وموانعى در اجراى اين كار ديده مىشد . زيرا نسخههاى متعددى از اين مصحفها در أطراف واكناف منتشر شده ودر ورأى هريك ، رجالي از بزرگان صحابه ايستاده بودند كه ناديده گرفتن شؤون آنان در جامعهء اسلامى آن روز بسى دشوار بود . چه بسا ممكن بود كه اينان به حمايت ودفاع از مصحف خود قيام كرده ودر اين راه موانعى بزرگ به وجود آورند . به همين دليل عثمان آن عدّه از أصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه وآله را كه در مدينه بودند گرد آورد ودر اين كار با آنان مشورت نمود وهمگى بر ضرورت قيام به اين كار ، به هر قيمتي كه تمام شود ، اتفاق نظر داشتند .
ابن أثير مىگويد : « عثمان أصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه وآله را گرد آورد وموضوع را با آنان در ميان گذاشت وهمگى نظر حذيفة را تأييد كردند » « 3 » .
هامش
( 1 ) الكامل في التاريخ ؛ ج 3 ، ص 111 .
( 2 ) صحيح بخارى ؛ ج 6 ، ص 225 . مصاحف سجستانى ؛ ص 20 - 19 . الكامل في التاريخ ؛ ج 3 ، ص 111 .
( 3 ) الكامل في التاريخ ؛ ج 3 ، ص 111 .