ومصحف أبو موسى اشعرى در بصره ومصحف مقداد بن اسود در دمشق مورد توجه مردم بود .
اختلاف مصحفها
جمع كنندگان مصحفها متعدد بودند ودر اين جهت با يكديگر رابطهاى نداشتند . واز نظر صلاحيّت واستعداد وتوانايى انجام اين كار يكسان نبودند .
بنابراين نسخهء هر كدام از نظر روش ، ترتيب ، قرائت و . . . با ديگرى يكسان نبود .
اختلاف در مصحفها وقرائتها ، اختلاف ميان مردم را ايجاب مىكرد . چه بسا مسلمانان ساكن مناطق دور دست ، كه به مناسبت شركت در جنگ ويا مناسبات ديگر گرد هم مىآمدند ، بر اثر تعصبى كه نسبت به مذهب ، عقيدة ورأى خود داشتند ، به محكوم كردن يكديگر دست مىزدند . همين امر به نزاع وجدال ميان آنان مىكشيد .
نمونههايى از اختلافات مردم دربارهء مصحفها وتعصب آنان نسبت به قرائتهاى صاحبان اين مصحفها بدين شرح است :
1 . در بازگشت از جنگ سرزمين ارمنستان ، حذيفة به سعيد بن عاص گفت : « در اين سفر به موضوعي برخورد كردم كه اگر ناديده گرفته شود موجب اختلاف مردم در مورد قرآن خواهد شد . وهيچگاه نمىتوان آن را چاره كرد » . سعيد پرسيد :
« موضوع چيست ؟ » گفت : « مردمى را از حمص ديدم كه تصور مىكردند قرائت آنان بهتر از قرائت ديگران است وآنان قرآن را از مقداد فرا گرفتهاند . مردم دمشق را ديدم كه مىگفتند : قرائت آنان بهتر از ديگر قرائتهاست . أهل كوفه را ديدم كه قرائت ابن مسعود را پذيرفتهاند وهمين عقيدة را دربارهء قرائت أو دارند . همچنين مردم بصره كه قرآن را طبق قرائت أبو موسى اشعرى قرائت مىكنند ومصحف أو را لباب القلوب مىنامند » .
چون حذيفة وسعيد به كوفه رسيدند ، حذيفة اين موضوع را با مردم در ميان گذاشت واز آنچه بيم داشت به آنان هشدار داد . صحابهء پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وبسيارى از تابعين با وى موافقت كردند . أصحاب ابن مسعود به وى اعتراض كردند كه چه