زند بهمن يسن ، ص 31 ، يادداشت 33
شرح
( 32 ) . درون در پهلوىn ? ordو اوستاanoard، نام سفره و نانى است كه در آيينهاى دينى زرتشتى وجود دارد .
اين نان كه بهصورت كوچك يا بزرگ ، از آرد گندم تهيه مىشود ، نماد اين جهان است . برجستگى دايره دور نان نماد كوه البرز است كه زمين را چون حلقهاى فرا گرفته است . گوشوداado ? sog، كه روغن نهاده در ميان نان است ، نماد چگاد دائيتى است كه در ميان زمين است . قرص نان نماد خورشيد است . نانى كه بهصورت هلال تهيه مىشود ، نماد ماه است ؛ سه تكه چوب بويايى كه در سفره است نماد انديشه ، گفتار و كردار نيك است . آب ، سبزى و ميوه نماد درياها ، مرغزارها و جنگلها است .
پژوهشى در اساطير ايران ، ص 162 ، يادداشت 15
جهت اطلاعات بيشتر دربارهء درون ر . ك : « باج و درون زرتشتى », VIXXX . LoV , SAOSB , " n ? ord dna j ? ab nairtsaoroZ " , lawtoK ezoriF dna ecyoB yraM . 313 - 892 , II ; 37 - 65 , I , 1791( 33 ) . نيرنگ به معنى دعاست و نيرنگستان نام كتابى است متأخر كه مجموعهء دعاها و وردهاى دينى را در بر دارد .
( 34 ) . كرفه به معنى ثواب و « كار كرفه » باهم مىتواند به معنى « كار نيكو و ثواب » باشد .
( 35 ) . نسا به معناى جسد و جسم مرده يا بخش مرده از جسم آدمى است ؛ جسد جانورانى مانند سگ و ميمون و روباه هم نسا بهشمار مىآيد . نام اين سه گناه بزرگ در نوشتههاى پهلوى تكرار مىشود و « نساپوشان » به معناى پوشاندن و دفن هرگونه نسا و « نساسوزان » به معناى سوزاندن نسا و احيانا رسم سوزاندن جسد مردگان و بههرحال برابر با « بردن نسا به آتش » است و « نساخوران » احتمال دارد بيشتر به معناى خوردن گوشت جانورانى باشد كه حلال بهشمار نمىرفتهاند . ( بررسى دستنويس م . او 29 ، ص 307 ، يادداشت 9 )
( 36 ) . ابارونى به معناى روش و رفتار اهريمنى داشتن است و اين واژه خلاف « فرارونى » به كار مىرود .
( 37 ) . براى هر فرد زرتشتى پس از سن پانزده سالگى كشتى بستن و سدرهپوشى ( - پيراهن مقدس ) از واجبات بوده ، و بدون آنها راه رفتن ، گناه محسوب مىشده كه به آن در اصطلاح « وشاد دوبارشنى » يا « گشاده كشتى » گفته مىشود .
( 38 ) . جه در پهلوىheJو اوستا جهى? ihaJبه معناى روسپى ، نام دختر اهريمن است . او نه تنها انگيزانندهء اهريمن به تازش بر جهان هرمزدى است ، بلكه فريبنده و اغواگر مردان نيز هست و بنا به اساطير زرتشتى زنان از او پديد آمدهاند ( ر . ك : بندهش ، بهار ، ص 83 ) - و اصطلاح « جه مرزى » به كسانى اطلاق مىشود كه با روسپيان و فاحشگان عشقورزى مىكنند .
( 39 ) . سيج در پهلوىj ? eSبه معنى « خطر ، نابودى ، زوال و مايهء هلاكت و گزند اهريمنى » است و نام ديوى است . اين واژه اغلب با صفت « نهان روش » يعنى « نهان رفتار و نهان رونده » به كار مىرود .
( 40 ) . بندهش ، به كوشش تهمورث انكلساريا ، ص 220 و 236 ؛ بندهش به كوشش بهار ، ص 142 - 143 و 152 ؛ دينكرد ، به كوشش مدن ، ص 661 ، س 21 - 676 ؛ روايات پهلوى ، به كوشش دابار ، فصل 48 ( ص 141 - 159 ) .
( 41 ) . دربارهء 99999 فروهرهاى نيك كه از نطفه زرتشت نگهدارى مىكنند ر . ك : بندهش ، بهار ، ص 152 ؛ فروردين يشت ( يشت سيزدهم ، بند 62 ) در يشتها ، پورداود ( 2 / 73 ) ؛ و نيز رسالهء سوشيانس پورداود در اين خصوص به تفصيل بحث نموده است .