در پهلوى هفت كشور و در فارسى هفت كشور يا هفت اقليم گفته شده است . و در آيين برهمنان نيز روى زمين به هفت كشور بخش شده و ستويس يكى از ايزدان و از ياوران تشتر ايزدباران ، آبها را به هفت كشور روى زمين مىرساند . نام هفت كشور به ترتيب در اوستا چنين آمده است : 1 . ارزهى
ihazerA
كشورى كه در مغرب واقع شده و در پهلوى ارزه . 2 . سوهى
ihavaS
كشورى كه در مشرق است و در پهلوى سوه . 3 . فردزفشو
u ? sfazadarF
نام كشور جنوب شرقى ، در پهلوى فردذفش . 4 . ويدزفشو
u ? sfazadiV
نام كشور جنوب غربى ، در پهلوى ويدذفش . 5 . واوروبرشتى ( وئوربرشتى )
it ? seraburuoV
كشور شمال غربى ، در پهلوى وئوربرشت . 6 .
واوروجرشتى
it ? serajuruoV
كشور شمال شرقى ، در پهلوى وئورجرشت . 7 . خونيرث
a ? rinavX
كشور مركزى ، در پهلوى خونيرس يا خوانيرس . در اوستا از خونيرس بيشتر از ساير كشورها نام برده شده و اين كشور در ميان كشورهاى ديگر قرار گرفته و آنجا را مسكن ايرانيان گفتهاند .
شرح
( 21 ) . در زمان ساسانيان دو نوع سال در گاهشمارى ايرانيان معمول بود . يكى سال عرفى يا شمسى ناقص كه براساس احتساب سال به 365 روز مىشد بدون حساب كردن كسر آن ، يعنى تقريبا يكچهارم روز در سال و هر چهار سال يك روز ؛ دوم سال ثابت شمسى كه كسر يكچهارم را هر چهار سال يك روز و يا هر 120 سال و يا 116 سال و يا به حساب درستتر 128 سال ، يك ماه كبيسه مىكردند . روز و ماه درست و سالى را كه كبيسه گرفته بودند « وهيگكkagihaV» مىناميدند . اين نام پهلوى بنابر تفسير وست) tseW . W . E (به معنى « متعلق به آنچه حقيقتا خوب است » مىباشد . اين نام به صورتهاى « وهيكك ، وهيجك ، وهيژك ، وهيزك و بهيزك به معنى « مكبوس يا سال كبيسه شده » است . توضيحات بيشتر دربارهء چگونگى كبيسه و سال وهيزك ر . ك : گاهشمارى در ايران قديم ، تقىزاده ، ص 11 - 39 ؛ گاهشمارى و جشنهاى ايران باستان ، ص 1 - 25 .
( 22 ) . دينكرد مدن ، ص 391 به بعد .
( 23 ) . منظور از درنگ دورهء دوازده هزار ساله است كه شش هزار سال آن به نبرد هرمزد و اهريمن خواهد گذشت و نابودى اهريمن را با خود خواهد آورد .
( 24 ) . نقل از پژوهشى در اساطير ايران ، ص 200 .
( 25 ) . دربارهء تاريك شدن خورشيد و ماه و بهطور كلى تغييرات انجام شده در آسمان و زمين در آخر الزمان در اديان ديگر نيز مطالبى ذكر شده : « و فورا بعد از مصيبت آن ايام آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فروريزند و قوّتهاى افلاك متزلزل گردد . آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد . . . » .
انجيل متى ، 24 / 29 - 30 ؛ و نيز نگاه كنيد به : انجيل مرقس ، 13 / 24 - 27
« زيرا كه ستارگان آسمان و برجهايش روشنايى خود را نخواهند داد . و آفتاب در وقت طلوع خود تاريك خواهد شد و ماه روشنايى خود را نخواهد تابانيد » .
كتاب اشعياء نبى ، 13 / 10
« از حضور ايشان زمين متزلزل و آسمانها مرتعش مىشود . آفتاب و ماه سياه مىشوند و ستارگان نور خويش را بازمىدارند » .
كتاب يوئيل نبى ، 2 / 10 ؛ و نيز همان ، 3 / 15 - 16