يادداشت 2 ) . كتاب اوستا بنابر تقسيمبندهاى سنتى زرتشتى ، به سه بخش جداگانه تقسيم مىشود : 1 . بخش گاهانى كه بيشتر دربردارندهء قوانين و دستورات مربوط به زندگى آن جهانى است . 2 . دادى بيشتر قوانين جهان مادى را در بر دارد . 3 . هادمانسرى ( هاتمانسرى ) كه آميختهاى از دستورات و قوانين مربوط به دو جهان است . بر مبناى مطالب ياد شده در كتاب روايت پهلوى ، هوشيدر كارها را بر وفق دستورات اوستا و قوانين هادمانسرى نظم خواهد داد و هوشيدرماه قوانين دادى را به كار خواهد گرفت و بالاخره سوشيانس قوانين گاهانى يعنى همان قوانين اصيل كه زرتشت خود نيز عامل آن بوده است ، رعايت خواهد كرد و بدين ترتيب حكومت دين استقرار خواهد يافت . ر . ك : نجاتبخشى در اديان ، ص 98 ، يادداشت 90 ؛ و :
, 4691 yabmob mulov lairomem alavnu , naisreP wen dna ivalhaP ; g , neregnediW . 57 - 66 . pp
شرح
( 53 ) . ر . ك : روايت پهلوى ، فرگرد 48 ، بند 4 .
( 54 ) . به اين مطالب در جاماسبنامهء فارسى كه متن كامل آن خواهد آمد و كتاب صد در بندهش ( در سى و پنجم ) اشاره شده است .
( 55 ) . ر . ك : تعليقات بر مينوى خرد ، تفضلى ، ص 89 ؛ در دينكرد سنجانا ( ج 7 ، فرگرد 8 ، بند 1 ) اين عبارت اينگونه آمده : سه زمستان فراوانى براى گياهان .
( 56 ) . آقاى راشد محصل پس از ذكر اين مطلب ، در پاورقى توضيح مىدهد : استنباط برپايهء عبارتى است از دينكرد ( مدن ، ص 668 ؛ سنجانا ، ج 7 ، فرگرد 8 ، بند 1 ) :) ? ( n ? eram gadras dna ? c ? i nad ? iyats duاما آقاى تفضلى در تعليقات مينوى خرد ، ص 89 همانطور كه در متن اشاره شد ، واژهء ؟ ؟ 13 را « ماران » ترجمه نموده است .
( 57 ) . ديوان مزنى در پهلوىnazam، اوستا :- nazamبه معناى عظيم لقب گروهى از ديوان عظيم الجثه است .radnazamصفت تفضيلى است و لقب همان گروه از ديوان است . در نامهء دينكرد ( مدن ، ص 812 - 813 ) دربارهء قد و بالاى مزندران يا مزنان چنين آمده است : « ايشان را بلندى [ چنان ] است كه درياى فراخكرد تا ميان ران [ رسد ] و باشد كه تا ناف ؛ و از آنجا كه ژرفترين جاى است تا دهان آيد » ( پژوهشى در اساطير ايران ، ص 90 ، يادداشت 9 ) و نيز نگاه كنيد دستورنامهء پهلوى ، ج 2 ، ذيلnazam.
( 58 ) . تور برادروش يا توربراتروش? s ? ort ? arbruT، نام كشندهء ( - قاتل ) زرتشت ؛ او يكى از برادران خاندان كرپ و از نسل خواهر منوچهر ، و جادوگر بوده است . در روايات و نوشتههاى دينى زرتشتى همهجا از وى به بدى ياد شده و او را ديو بدكار و زادهء اهريمن خواندهاند . در گزيدههاى زادسپرم آمده : « بدانگاه كه زردشت زاده شد ، پنج برادر بودند كه ايشان را نام « برادروش? s ? ord ? arb» ، « برادرويشنn ? siy ? ord ? arb» ، « تور برادروشن? i r ? ut n ? s ? ord ? arb» ، « از آنn ? aza» ( ؟ ) و « و دستtsadaW» ( ؟ ) بود . پنج برادرى ايشان ، كه آنكه ميانه بود « تور برادروشن » [ بود ] كه زردشت را مخالفتر [ بود ] ، همانند پنج برادرى فرزندان پورشسب است كه آنكه ميانه [ بود ] زردشت بود » ( پژوهشى در اساطير ايران ، ص 246 ) . اين اسامى به صورتهاى مختلفى ضبط شده نگاه كنيد به : گزيدههاى زادسپرم ، راشد محصل ، ص 24 ؛ اسطورهء زندگى زردشت ، ص 130 ؛ اساطير و فرهنگ ايران ، ص 477 .
( 59 ) . دربارهء ورجمكرد ر . ك : پىنوشت فرگرد اول ، شمارهء 45 .