سوم آبگينهاى يا پولادين ، ديوار چهارم سيمين يا برنجين ، ديوار پنجم زرين يا آهنين ، ديوار ششم كهربايى يا شيشهاى و ديوار هفتم ياقوتى و يا لاجوردى است . پنجاه دروازه دارد و از هر دروازه تا دروازه ديگر هفتصد فرسنگ فاصله است . پشوتن پسر گشتاسب با هزار شاگرد كه همگى قباى سمور سياه در بر دارند ، درون آن است و از آنجاست كه براى بازآرايى دين به همراه شاگردان خويش بيرون مىآيد و دشمن را از ايران شهر بازمى - دارد ( زند بهمن يسن ، ص 41 ، يادداشت 81 ) .
بنابر روايات پهلوى و يشتها اين قلعه در شمال و ميان كوهها واقع شده و رودخانهء « چهروميان » از آنجا مىگذرد و آرامگاه خورشيدچهر يكى از پسران زرتشت مىباشد . مردمان كنگ شاد و خرم و ديندار هستند و به ايرانشهر برنمىگردند مگر روزى كه پشوتن آنها را به جنگ دشمنان ايرانشهر راهنمايى بكند و دست به كار اصلاح بزند . زند وهومن يسن ، ص 75 ، و نگاه كنيد به :
. 58 - 28 . P , sedinayaK seL , nesnetsirhC . A
شرح
( 6 ) . در حال حاضر در آيين زرتشتى و در ميان زرتشتيان سه آتش مقدس وجود دارد كه برحسب درجهء احترام و تقدس به ترتيب عبارتند از : آتش بهرام ، آتش آذران ، آتش دادگاه . آتش بهرام قرنها مقدسترين آتش بهشمار مىرفته و به « آتش پادشاه پيروزگرn ? arudA ragz ? or ? eP a ? sxid ? aP» موسوم است . شكوه و فر اين آتش است كه با دروغ و تباهى مىجنگد و بدون حفاظت اين آتش براى هيچ بهدينى زندگى در روى زمين ميسر نيست . آتش بهرام از تركيب شانزده نوع آتش به وجود آمده و تركيب و تقديس آن عملى بسيار مهم و مشكل و طولانى است . پس از آنكه آتش به دست آمد مراسم « تختنشين » انجام مىگيرد و آتش را با مراسم پرشكوهى به آتشكده برده و در محل خاص خود قرار مىدهند . چهار موبد درحالىكه چترى بالاى آتش دارند آن را حمل مىنمايند و جلوى آنان موبدانى كه شمشير و گرزى كه سر آن شكل گاو نرى دارد در دست گرفتهاند حركت مىنمايند و به دنبال آنان شخصيتهاى برجسته و ساير بهدينان با وقار گام برمىدارند . پس از آنكه مراسم تختنشين به اتمام رسيد موبدان چند عدد از شمشيرها و گرزها را به ديوار حريم آتش آويزان مىكنند تا اولا نشانى از جنگ دائمى برضد بدى باشد و ثانيا در مواقع لزوم در محافظت و دفاع از آتش به كار آيد . آتش بهرام در هند آخرين بار در سال 1765 در نوسارى تقديس و برپا داشته شد و از آن روز تاكنون همراه با پنج آتش بهرام ديگر در آن سرزمين مورد ستايش و احترام است . فقط موبدانى كه داراى رتبهء مخصوص و حائز شرايط خاص باشند حق دخول در حريم آتش و خدمتگذارى بدان را دارند و مراسم خدمت به اين آتش و تشريفات دينى كه مخصوص آن است در نهايت دقت و پاكيزگى و احترام انجام مىگيرد . در ايران مدتها قبل - كه تاريخ آن بر كسى معلوم نيست - دو آتش بهرام در يزد و تهران برپا گرديده است . در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم نيز آتشكدههاى ديگرى برپا شده كه از تاريخچهء برخى از آنها اطلاع صحيحى در دست نيست .
تقديس و برپاداشتن آتش آذران سادهتر است . زيرا فقط از تركيب چهار نوع آتش به وجود مىآيد . مراسم « تختنشين » آن با شكوه كمترى انجام مىگردد و برعكس آتش بهرام همواره با شعلههاى فروزان شعلهور نيست . موبدان مىتوانند در حريم آتش نيايشهاى خاصى از جانب خود يا ساير عبادتكنندگان بهجاى آورند .
آتش سوم آتش دادگاه است كه از يك نوع آتش به وجود مىآيد و پس از آنكه توسط موبدى تقديس شد و با تشريفاتى نظير آنچه در مورد دو آتش فوق انجام مىگيرد به محل خاص خود برده شد ، مورد نيايش و پرستش موبدان و مردم عادى قرار مىگيرد . تاكنون چند خانواده متمكن زرتشتى در خانههاى خود آتش دادگاه داشتهاند .