ايرانويج ؛ پشيوتن چهرميهن در كنگ دژ . در همين كتاب فرگرد 36 اينگونه آمده : گيومرت ؛ ييم ؛ زردشت ؛ كرشاسپ ؛ كىخسرو ؛ توس ؛ ويون
nav ? eV
( - گيو ) . در مينوگ خرت فرگرد 62 آمده : سام در دشت پيشانسى ؛ گوپت شاه در ايرانويج ؛ هوم در درياچه وو روكش . و در زند وهومن يشت ، فرگرد 2 ، بند 1 : ون يوت بيش ؛ گوپت شاه ؛ يوشت فريان ؛ پشيوتن چهرميهن . و براساس نسخهء كتابخانه مونيخ ( نسخهء 52 ، شمارهء 26 فارسى از فهرست بارتولومه ) ، جاويدانانى كه همراه كىخسرو خواهند بود عبارتند از : گيو پسر گودرز ؛ توس پسر نوذر ؛ گستهم ( ويستخم ) پسر نوذر ؛ و هزار و يك جاويدان ديگر كه در اين فهرستها از آنان نامى برده نشده است .
ر . ك : كيانيان ، ص 84 - 87 و 219 - 224 ؛ پژوهشى در اساطير ايران ، ص 290 ؛ نجاتبخشى در اديان ، ص 89 .
شرح
( 3 ) . بهرام ورجاوند ، پهلوى :m ? arhaW yaK، كه لقب او به پهلوىdnaw ? azraWاست . وى يكى از نجاتبخشان زرتشتى است . كريستن سن ( كيانيان ، ص 224 ) دربارهء وى مىگويد : وهرام ورجاوند? e m ? arhaV dnav ? a ? craVپهلوان بزرگى كه در حوادث مقدم بر زمان رستاخيز كارهاى بزرگى بر دست او خواهد رفت ، در شمار جاويدانان نيست بلكه در زمان مقدر ولادت خواهد يافت . دربارهء اين وهرام ر . ك : « كتاب زردشت » تأليف فردريك روزنبرگ ، چاپ سن پترزبورگ :. 2 toN , 67 . P , 0491 . teP . ts , ertsaoroZ erviL eL , grebnesoR . rFماركوارت عقيده دارد وهرام ورجاوند همان ثريت پدر كرساسپ است . ر . ك : يادنامه مودى ، ص 758 و 760 به بعد :. qqs 067 . 857 . P , . loV . meM idoM eL snaD , ttawkraM( 4 ) . پهلوى :nat ? o ? s ? eP، اوستا :? unat . ? o ? sePپسر گشتاسپ كيانى . از او يكبار در ويشتاسپ يشت ( بند 4 ) ياد شده است . در ديگر متنهاى اوستايى از او يادى نشده است . او در اواخر هزارهء زرتشت ، به نجاتبخشى از كنگ دژ به ايرانشهر مىآيد . ولى ظاهرا اسطورههاى مربوط به اين قديس دلاور زرتشتى نبايد قدمت زيادى داشته باشد و چون پشوتن به دنبال قيام بهرام ورجاوند ظاهر مىشود ، بعيد نيست كه در اصل تنها بهرام ورجاوند در اسطورهها بوده است و بعدها زرتشتيان نام اين پسر گشتاسپ را هم به سبب علاقه به گشتاسپ در شمار جاويدانان قرار داده و بعضى اسطورههاى بهرام ورجاوند را به او نسبت داده باشند . پژوهشى در اساطير ايران ، ص 199 ، يادداشت 46 . كريستن سن در كيانيان ( ص 85 ) مىنويسد : « پشيوتن » پسر ويشتاسپ همان « پيشىشىاثنanhtoay ? si ? siPدر يشت 13 ، بند 103 ملقب به « چهرمينوگ » است . به نقل از نيبرگgrebyNدر :. 543 . P , 9291 , latneirO ednoM eL( 5 ) . كنگ دژ ، پهلوى :zid gnaK، اوستا :ahgnaK. مرحوم مهرداد بهار مىنويسد : گمان بر آن است كه كنگ دژ شهرى آسمانى است كه در پايان جهان كىخسرو آن را بر زمين فرود مىآورد و بر روى سياوشگرد قرار مىدهد . پژوهشى در اساطير ايران ، ص 195 ، يادداشت 27 . بنابر روايات كنگ دژ ، دژى است كه سياوش پسر كاووس در سياوشگرد ساخته است . بر مبناى آنچه در بندهش ( 138 ) و روايت پهلوى ( فرگرد 49 ) آمده ، اين دژ بر سر ديوان ساخته شده و تا زمان ظهور كىخسرو متحرك بود ، وقتى كىخسرو آمد مينوى كنگ را خواهر خويش خواند ، زيرا سياوش پدر كىخسرو آن را با دست ساخته بود ، كنگ از آسمان به زمين آمد و در زمين توران آنجا كه سياوشگرد است بايستاد و ديگر حركت نكرد و كىخسرو مردم ايران را در آنجا استقرار بخشيد . كنگ دژ هفت ديوار دارد ، ديوار نخست سنگين و يا زرين است ، ديوار دوم پولادين و يا سيمين ، ديوار