« چون سى ساله شود ، به همپرسه ( - ديدار ) اورمزد افزونى رسد و سى شبانهروز خورشيد در ميان آسمان بايستد ، فرونشود و مردمان بدانند كه ديگرباره شگفتى پديدار خواهد آمدن » .
( صد در بندهش ، در 35 ، ب 45 - 42 )
به هنگام بازگشت از اين گفتگو ، كىخسرو سوار بر « واى درنگ خداى » 74 به استقبال سوشيانس مىآيد و كارها و افتخارات خويش را از قبيل برافكندن بتكده كنار چيچست و كشتن افراسياب تورانى براى وى بازگو مىكند . سوشيانس او را ستوده و از او مىخواهد دين را بستايد . كىخسرو دين را ستايش مىكند . در طول مدت پنجاه و هفت سال ( دوران سوشيانس ) كىخسرو فرمانرواى هفت كشور و سوشيانس موبدان موبد است :
« پنجاه و هفت سال كىخسرو هفت كشور [ را ] خدايى بود و سوشيانس موبدان موبد بود » .
( ماه فروردين روز خرداد ، ص 69 ، ب 32 )
سوشيانس برگزيدهاى همانند زرتشت است و هر آنچه با زرتشت آغاز شده ، مأمور به انجام رسانيدن آن است . در طول هزارهء وى كليه كارها بر مبناى گاهان جريان مىيابد . 75 او سودمند است و تن كردار ، يعنى همهء جهان مادى را سود مىبخشد و همهء مردمان تندار و جاندار را بىرنجى :
« . . . ايدون سودمند كه همهء جهان مادى را سود دهد و ايدون تنكردار كه همهء مردمان تندار و جاندار را بىرنجى بخشد » .
( دينكرد سنجانا ، ج 7 ، ف 9 ، بند 17 )
بنا به روايات در زمان سوشيانس ، سال 365 روز كامل است و كبيسه ندارد :
« در روزگار سوشيوس « ل » روز ( - 30 روز ) خورشيد در ميان آسمان ايستد و اين دفعت خورشيد به جايگاه خويش شود و بعد از آن سال 365 روز راست شود و آفتاب از سر حمل تا سر حمل رسند چنانكه اكنون چهار يك شبانروز بازپس افتد ، آن زمان نباشد ، كبيسه نكند » .
( جاماسبنامهء فارسى ، ص 89 )
در زمان اوست كه طوس به نزد گرشاسب مىرود و او را مىگويد به گاهانى يشت كن و گرز بيفكن چه اگر چنين نكنى تو را بكشم . گرشاسب از بيم تير طوس گرز خود را بر زمين
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: سيد حسن آصف آگاه
ص٥٩