تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

پىنوشت‌ها :

شرح
( 1 ) . ر . ك : جهان معنوى ايرانى ، ص 172 به بعد ؛ و نيز نگاه كنيد به :negahnepoK . V , loV , sisneinfaH . srevinU eacehtoilbiB icivalhaP te icitsevA secidoC , t ? saY namuhoV i dnaZ ivalhaP eht fo txeT ehT , n ? awrehsoN . D . A . K ; v 572 - r 262 . loF . 6391 ; ) tetlarev , gnuztesreb ? U ehcsilgnE ( 0881 / V EBS , t ? saY namhaB , tseW . W . E ; . J . O , yabmoB . ) tellarev ( 531 - 821 . S , 0681 neiW , rutaretiL ellenoitidarT eiD , legeipS . F( 2 ) . ستوتكر و ستودگر شكل‌هاى ديگر و تازه‌اى است براى سودگر . بنابر آن‌چه در كتاب دين‌كرد آمده است اوستاى دورهء ساسانيان داراى 21 نسك ( - كتاب ) بوده است كه آنها را به سه دستهء هفت‌تايى بخش مىكرده‌اند . بخش نخست يعنى « گاهانى » كه دربردارندهء كارها و امور مربوط به مينو بوده است ، بخش « دادى » كه دربردارندهء كارهاى مربوط به جهان بوده و بخش سوم « هاتمانسرى » كه دربردارندهء كارهاى ميان اين دو بوده است . بخش گاهانى هفت نسك زير را شامل مىشده است : « ستوديسن » ، « سودگر » ، « ورشت مانسبر » ، « هادخت » ، « بغ » ، « وشتگ » و « سپند » . بنابراين سودگر و يا چنان‌كه در اين‌جا آمده است ستوتكر ( ستودگر ) دومين نسك از مجموعهء نسك‌هاى گاهانى اوستاى دورهء ساسانى بوده است . مطلب كلى ستودگر نسك دربارهء ستايش اورمزد و دورى از اهريمن و آفريدگان بد او و ستايش كرفه‌هاى دين و نكوهش عيب‌ها و بزه‌هاست . سودگر نسك به بيست و دو فرگرد بخش مىشده است كه فهرست مطالب هريك از فرگردها نيز در دين‌كرد آمده است . به گفتهء وست در مقدمهء كتب مقدس شرق ، اين نسك داراى چهار هزار و هفتصد ( 4700 ) كلمهء اوستايى و ده هزار و پانصد ( 10500 ) كلمهء پهلوى بوده و اساس محتويات آن راجع به تقوى و ديندارى بوده است . براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به : دين‌كرد سنجانا ، ج 15 ، ص 2 ، 7 ، 8 و ج 17 ، ص 65 - 2 ؛ دين‌كرد مدن ، ص 677 ، 680 و 818 - 787 ؛ گفتارى دربارهء دين‌كرد ، مشكور ، ص 77 به بعد . ( 3 ) . هدايت واژهء گجسته آورده ، ر . ك : زند وهومن يسن ، ص 31 . ( 4 ) . در بندهش بزرگ ( چاپ انكلساريا در 34 - 27 ، ص 215 ) آمده : « در پادشاهى كواد ، مزدك بامدادان به پيدايى آمده ، داد ( آيين ) مزدكى نهاد ، كواد را بفريفت و شيفته كرد ، فرمود : زن و فرزند و خواسته به همه و همگى بايد داشت . و دين مزديسنان را از كار بازداشت ، تا انوشه روان خسرو پسر كواد فرواكى آمد ( به سن بلوغ رسيد ) و مزدك را بكشت و دين مزديسنان بياراست و آن خيونان ( هون‌ها ) كه همواره به ايران‌شهر تاخت‌وتاز مىكردند سركوبيد و راند و ايران‌شهر را بىبيم كرد » . نقل از : زند وهومن يسن ، هدايت ، ص 31 ، يادداشت 7 ( 5 ) . در متن اصلى ويدن گرنretseirpnezt ? oGآمده و آقاى محمود كندرى در توضيح مىنويسد : شايد پرستندهء بت مناسب باشد . ( 6 ) . مغ در آيين مزديسنا به معنى چاله‌اى بوده كه دور از شهر براى مراسم شستشو مىكنده‌اند . بعدها به سنگى كه بر برشنومگاه مىگذاشته‌اند نيز اطلاق شده است . اين واژه در پهلوى مغ آمده و صورت اوستايى آن مغ است . و نگاه كنيد به : يادداشت 30 فرگرد دوم . ( 7 ) . در متن نام اقوام و قبايلى ذكر شده كه برخى شناخته شده و بعضى ناشناخته‌اند . منظور از هيونان اقوامى هستند كه در تاريخ ايران تحت عنوان « هياطله » نام برده مىشوند و هيونان سپيد اقوام هون هستند كه اصلا از نژاد تاتار بوده و از اطراف كوه‌هاى آلتايى به نقاط ديگر انتشار يافته‌اند . در قرن ششم به « هياطله » عنوان هون
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 99 | سيد حسن آصف آگاه