شستن كل
آب بايد ريختن جندانى كه بر سر وى ببستد و جنبانيذه و بكرباسى ستبر اندر بالوذه تا سنكريزه و ريگ بر سر بماند ، ( ظاهرا نماند ؟ ) و يله كرده تا بيارامذ و آب از وى بيرون ريخته .
شستن بست
بست را آب بايد ريختن و جوشانيذن تا بياماسد و از وى به اندازه برداشته و بوى بر آب سرد ريخته و اين بست باذ ندارد .
شستن روغن شيره
آب و نمك بايد ريختن و نيك زده و به آتش نرم جوشانيذ نرماخوش و آنكه آب از وى جذا كرده و ديكرباره آب خوش ساذه برريخته و زده جوشانيذه تا كرانى وى برود .
شستن نان
نان حوارى را ريزه بايد كردن و بوى بر جندانى آب ريخته و باز بيرون ريخته تا آن اسبغول ساذه بماند .
شستن اسبغول
بيكى جامهء فراخ ريختن يا جامه اندر ريز و اسبغول بوى اندر افكن و زود بكردان آب را تا اسبغول بكرانها برجفسد همجنانك كفته مذاب كردانيدن .
تازه كردن روغنها
چون روغن كهن كردد و تازهخواهى كرد بهاون اندر كن و پارههاء يخ بوى اندر افكن و بزن نيك تا يخ بكدازد و آنكه يله كن تا بيارامذ و آب از وى بريز اكر خواهى بشيشه اندر كن و كلاب تازه خوشبوى اندر ريز و بزن نيك و آنكه از وى جذا كن .
مغز استخوان
مغز بره را بايد آوردن با پى گرده بيه بز و پاك كرده از ركها و با وى لختى دنبهء بره يار كرده و كوفته بيكجا نيك وانكه پخته .