آن سنكها سرخ شد آتش ديك را بيرون آر و آن سنكها را به جائى درافكن ، و روغن گاو بر ريز ، و سنكها را در وى همىكردان تا سرد شود ، آنكاه بديك بازبر ، و به آتش اندر نه ، جون سرخ شد بيرون آر و به شراب سرخ قوى درفكن ، و بمان تا سرد شود ، سه بار ديگر بديك بر ، و كرم كن همجنان ، و بيرون آر و اندكمايه ( - اندكمايه ) عسل بوى برريز ، و يله كن تا سرد شود ، آنكاه به كار بر .
تدبير ريم آهن
ريم آهن را كرم بايد كردن تا سرخ شود اندر آتش و آنكه بخل با قوت اندر فكن ، همچنين هفت بار ، و خشك كرده ، و كوفته ، و سوده ، چون سرمه ، و آنكه بريان كرده بر تابه ، و برداشته .
سوختن زاك
زاك باك را بكوزه اندر نه و بكل حكمة اندر كير يا اندر بوته سپس از آنك سوده بود نيك و بحمدان اندر نهاده تا بيرون آيد سرخ .
سوختن آبگينه
خشار و اشنان يك رطل ، و اندر جهار رطل آب افكنده ، كداخته ، و آنكه آبكينه را تافته به آتش ، و اندر آب آب افكنده چند بار تا ريزه شود .
سوختن سرطان
ببايد آوردن سرطان زنده و بديك مسين اندر كرده و سوخته تا خاكستر بشود .
كردن آبگينه
آبكينهء شامى و خشار روى كران از هر يكى يك بهر ، ببوته اندر كداخته و بركرفته و يله كرده تا سرد شود ، و آنجه بسر وى برآيد جون كفك آب آن آب آبكينه است .
به كار آوردن دبق
جون خواهى كه دبق به كار آرى اندر داروها بوست باز كن و بهاون اندر افكندن و هم جندين تخم بذانجه