باب دهم اندر چيزها كه از شناختن آن جاره نيست
شستن موم
موم را ببايد كذاخت و آب اندر ريخته جند بار تا آنكاه كه از وى هيچ تيركى ننمايد و آب روشن بيرون آيد .
شستن لك
از جوبها پاك بايد كردن و سوذن و آب جوشان بوى برريخته و با دستهء هاون نيك جنبانيذه و در برويزن بالوذه و ثقل بيرون انداخته و آن آب را مانده تا بنشيند و آب روشن بمانده آنكاه آن آب را نرمنرم جذا كرده و آن ثقل را كه مانده بود خشك كرده و بجام آبكينكى اندر كرده اكر لك نيك نشود باز ديكر باره آب جوشان برريزند و همجنان كرد كه گفته آمذ .
شستن آهك
آهك را بتغارهء اندر كنند و آب خوش برريزند چنانك بر سر وى بايستد و آب بيرون ريزد هفت بار .
شستن مرداسنگ
يكى من مرداسنگ را ببايذ سوذن نيك و بيختن ، و دو من نمك سوذه بوى برافكنند و جندانى آب به روى ريزند كه به روى بايستد و هفت روز يله كرد و روزى دوبار جنبانيذه و آنكاه آب تازه كرده و هفت روز ديكر همجنين كرده تا چهل روز راست شود آنكاه برداشته و كليجه كليجه كرده .