باب نهم اندر نامهاء سنگها و پيمانها
كموبيش اندر پيمانها و سنكها باقليمها و شهرها بسيارست و مردمان طبائع طبائع ( م مكرر ؟ ) بوى اندر بسيار جيزها كفتهاند ، و بدان همه حاجت نيايد .
و من اين مايه ياذ كردم از وى كه اندر كتابها طبيبان است ، و بر آن همه كرد آمذهاند ، زيرا كه من به اول كتاب جنين ياد كرده بودم ، و اكنون همىكويم :
طسوج
نيم قيراط است ، و وى جند جهارجو بود .
قيراط
هشتجو .
مثقال
يك درمسنگ بود .
و سه هفتيك يك سير
چهار و نيم مثقال است ، و آن شش درمسنگست .
و سه هفتيك اوقيه
هفت مثقالست و نيم ، و آن ده درمسنگست .
و پنچ هفتيك درخمى
سه چهار يك يك مثقال بود
قرانوس
شش مثقال بوذ .
قوطولى ؟
نه مثقال بود .
باقلى مصرى
دوازده قيراط بود .