تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

باب نهم اندر نامهاء سنگ‌ها و پيمان‌ها

كم‌وبيش اندر پيمانها و سنكها باقليمها و شهرها بسيارست و مردمان طبائع طبائع ( م مكرر ؟ ) بوى اندر بسيار جيزها كفته‌اند ، و بدان همه حاجت نيايد . و من اين مايه ياذ كردم از وى كه اندر كتابها طبيبان است ، و بر آن همه كرد آمذه‌اند ، زيرا كه من به اول كتاب جنين ياد كرده بودم ، و اكنون همىكويم :

طسوج

نيم قيراط است ، و وى جند جهارجو بود .

قيراط

هشت‌جو .

مثقال

يك درمسنگ بود .

و سه هفتيك يك سير

چهار و نيم مثقال است ، و آن شش درمسنگست .

و سه هفتيك اوقيه

هفت مثقالست و نيم ، و آن ده درمسنگست .

و پنچ هفتيك درخمى

سه چهار يك يك مثقال بود

قرانوس

شش مثقال بوذ .

قوطولى ؟

نه مثقال بود .

باقلى مصرى

دوازده قيراط بود .