بيرون آوردن شير شبرم
بوست شبرم تازه ببايد آوردن و با آب سرد شسته تا كرد و خاك از وى برود ، و آنكه آب جوشان برريخته و بآفتاب يا بجاى كرم نهاده تا آن آب ستبر شود و آنكاه از وى جذا بايد كردن جه دشوار است و بر چفسيده سخت بدست بر ، و با آبكينه اندر نهاذه و از كردنكاه داشته تا خشك شود .
خوب كردن ريوند پارسى ، تا بجاى ريوند چينى كار كند
ريوند ببايد آوردن و به آب اندر تر كرده جند روز جون هيچ مزهاش نماند آب از وى جذا و آنكاه يك مازو را آب داذه جند روز بآفتاب و آنكاه ريوند را ازين آب داذه بيست بار جندوى .
گرفتن خاكسترهاء
كفجليز آهنين را كرم بايد كردن ، تا سرخ شود ، و آنكه بوى اندر فكنده ، و آن جيزها همى كردانيذه تا بسوزد و خاكستر گردد .
گرفتن دوذ كندر
پارهپاره از كندر به پهلوى چراغ همى نه و آن جراغدان زير طشتى بود نكونسار نهاذه تا دوذ برو كرد آيد ، و اكر خواهى كندر ورا بانكشت برافكن و طشت را زير وى باشكونه بنه تا به روى كرد آيد .
گرفتن خاكستر كژدم
بيار گژدمها را و بديكى نو اندر كن ، و سر ديك استوار كن ، و بنه اندر تنور ، بر خشت پخته ، و تنور نيك كرم نبايد و از پس شش ساعت بيرون آر .
سوختن سنگها
ببايد سنكها شكستن هركذام سنك را كه خواهى جون فندق ، و بديكى نو اندر كرده ، و سر ديك استوار كرده با سرپوشى كه ميان وى سوراخ بود بيكجا يا بيشتر تا دوذ از آنجا بيرون آيد ، و آنكاه آن ديك را ببايد اندوذن همه جاى و به آتش اندر نهاذه ، چون