شريانها
ركهائىاند جنبنده ، و از دل روينده ، و به همه تن اندر شاخ زنند ، و ايشان را فصد نشايد كردن .
دو شريان سبات
دو ركاند اندر كردن ، كه بفشارند مردم بخواب اندر روند .
پيها
رسنهاست كه از مغز و بشت مازه رويد ، و به همه تن شاخ زنند .
عضل
كوشتها بود با پيها آميخته كه اندامها را وى جنباند .
اوتار
پيها بوند كه از عضل جذا شوند ، سپس آميختگى با وى ، مانند رزه كردد .
ربوط
مانند پيهااند كه از يك استخوان پيوندكاه برويند و بديگر سر استخوان پيوندند تا هر دو استخوان بيكديكر استوار بدارند .
اغشيه
هر جيز كه اندام را بپوشد ، و جون نكاهدارى حافظ كردد او را .
غضاريف
استخوانهاء نرم بود جنانك بر كتف است .
قواد
دهانهء معده بود .
بواب
آن روذهاست كه بين معده پيوندد و آن را : « اثنى عشرى » گويند .
صايم
آن روذكانيست كه ببواب پيوندد .
دقيق
آن روذكانيست كه بصايم پيوندد ، و او را دهان يكيست و چون كيسه است كه از روى بيرونى بدقيق پيوندد .
قولون
روذكانيست كه از روى فرودين باعور پيوندد .
و اعور
نيز روذكانيست .