تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

شريانها

ركهائىاند جنبنده ، و از دل روينده ، و به همه تن اندر شاخ زنند ، و ايشان را فصد نشايد كردن .

دو شريان سبات

دو رك‌اند اندر كردن ، كه بفشارند مردم بخواب اندر روند .

پيها

رسنهاست كه از مغز و بشت مازه رويد ، و به همه تن شاخ زنند .

عضل

كوشتها بود با پيها آميخته كه اندامها را وى جنباند .

اوتار

پيها بوند كه از عضل جذا شوند ، سپس آميختگى با وى ، مانند رزه كردد .

ربوط

مانند پيهااند كه از يك استخوان پيوندكاه برويند و بديگر سر استخوان پيوندند تا هر دو استخوان بيكديكر استوار بدارند .

اغشيه

هر جيز كه اندام را بپوشد ، و جون نكاه‌دارى حافظ كردد او را .

غضاريف

استخوانهاء نرم بود جنانك بر كتف است .

قواد

دهانهء معده بود .

بواب

آن روذهاست كه بين معده پيوندد و آن را : « اثنى عشرى » گويند .

صايم

آن روذكانيست كه ببواب پيوندد .

دقيق

آن روذكانيست كه بصايم پيوندد ، و او را دهان يكيست و چون كيسه است كه از روى بيرونى بدقيق پيوندد .

قولون

روذكانيست كه از روى فرودين باعور پيوندد .

و اعور

نيز روذكانيست .