باب سوم اندر نامها تبها و آنچه اندر خور ويست
حمى يوم
تبى است كه بگيرد و يك شبانروز بدارد ، يا سه شبانروز ، آنكاه بكشايد و ديكر نكيرد .
حمى دق
تبى است كه هيچ نكسلد ، و جون بيمار جيزى بخورد نيروتر كيرد .
فلاس
مانند دق است ، و ليك با كرمى و تبش جكر بود .
ذبول
اندر بيران همجنان بود جون دق اندر جوانان .
تب غب
تبى بود با لرزه كه يك روز بكيرد و روزى نكيرد .
و اگر هر روز كيرد ورا : « شطر الغب » كويند .
تب محرقه
تبى بود كه دايم بدارد و هر روزى بنيروتر كردد .
تب مطبقه
تبى بوذ تيز و دايم بدارد .
لرزه
تبلرزه بود كه يك روز بيايد و دو روز نيايد ، و از وى كروهى است كه دو روز بيايد و يك روز نيايد . و اين « منعكسه » خوانند .
مخلطه
آن تبى بود كه نوبة بديذ نبود .
تب مركب
آن بود كه دو سه تب و نيز بيشتر بيكجا بيايد .