تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

باب پنجم اندر نامهاى طبائع و آنچه بمعنى ويست از لفظها

جهار طبع

كرميست و سردى و ترى و خشكى و او را طبائع كويند . و عناصر و اركان .

امهات

چهار چيزست : و هر يكى از ايشان دو جيزاند و آن : آتش است و هوا و آب و خاك ؟

استقسات

جيزها اندر تنها كه جون با بيكديگرند .

طبع

آن خاكست كه مردم بر آن آفريذه بود .

طبيعت

آن قوتست كه تدبير جانور كند . و اين لفظ را نيز به كار دارند بذان فزونى كه از شكم فروذ آيد : كه طبيعتش روان شذ و طبيعتش استوار شذ .

اعتدال

برابرى چهار طبع بود اندر مردم .

مزاج

اعتدال هر يكى است بر آنك ويست .

اخلاط

خونست ، و صفرا ، و سوداء ، و بلغم « امشاج » نيز گويند . و او را جهار قوتست :

جاذبه

است و او آن قوتست كه غذا را بكشد

ماسكه

آن قوتست كه غذا بدارد
كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 69 | محمد كاظم المحمودي / حسن بن نوح القمري البخاري / سيد محمد كاظم امام