خون مرده
آن بود كه خون زير پوست اندر بماند و آن جايكاه كبوذ كردد يا سياه .
داحس
آماس است كه اندر بن ناخن بديذ آيد . با كرمى و تبش سخت ، جنانك درد وى با بغل برسد و بسيار كاه تب آيد و ناخن بيندازد .
لسان النار
كفتكى ناخنان بود .
ثولول
آزخ بود ، و دو نوعست : يكى تر و نرم بود ، و ديكر سخت و خشك ، و اين را :
« مسامير » گويند .
حصف
خارش بود ، و سوزش كه بر روى بيرون تن از بسيارى و شورى خوى .
صنان
كند بغل بود .
قوبا
دميذكيها بود ، و از وى آب كرد آيد ، چون بخارد بيشتن كرد بود .
شوى
آن بود كه بوست همه يا بيشتر سرخ شود با تبش و خارش ، و از وى جندى سبيذ بود ، و بشب بخارد . و آن را : « بنات الليل » گويند .
الماشرى
كرمى و تبش بود اندرون پوست بىآنك ريش كند تا به روى بيرونى تن برون آيد .
اكر بر روى آماس دارد ، و بكوشت اندر دور فرو بود ورا : « فلغمونى » گويند .
و اكر با اين دميذكيها بديذ آيد ، و زوذ ريش كند آن را :
« نمله » گويند ، و اكر پوست بربكسترد و به زودى بسيار جاى بكيرد آن را : « نملة الساعيه » گويند .