تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

گفتگوى ابن زياد و عمر سعد بعد از عاشورا

ابن زياد پس از فاجعهء كربلا از عواقب جنايتى كه مرتكب شده بود ، نگران شد . گواه اين مطلب گفتگويى است كه بين او و عمر سعد اتفاق‌افتاد . ابىمخنف مىگويد : پس از كشته شدن حسين بن على عليهماالسلام عبيد اللَّه به عمر سعد گفت : آن نوشته‌اى كه دربارهء قتل حسين به تو داده بودم كجاست ؟ عمر سعد گفت : - به دنبال اجراى فرمان تو رفتم و آن نامه را گم كردم . - حتماً بايد آن نامه را بياورى . - گم شده است . - به خدا قسم بايد آن را به من برگردانى . - آن را نگهداشتم تا در مدينه به پير زنان قريش نشان داده و دستاويزت قرار دهم . من به تو يك خدمت و خيرخواهى كردم كه اگر به پدرت سعد بن ابىوقاص كرده بودم ، حق پدرى او را ادا كرده بودم . دراين هنگام « عثمان » برادر عبيداللَّه گفت : به خدا قسم دوست داشتم كه تا روز قيامت نسل زياد خوار مىشدند ولى حسين بن على كشته نمىشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، ابىمخنف ، ص 229 .