تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

سرانجام عبيداللَّه

مختار پس از موفقيت در انتقام‌گيرى و خونخواهى شهداى كربلا براى از بين بردن حكومت شام آماده مىشد . ابن زياد براى سركوب كردن قيام مختار با 80 هزار مرد جنگى به اطراف شمال غربى عراق نفوذكرد . مختار سپاهش را به فرماندهى ابراهيم پسر مالك اشتر در سال 66 براى مقابله او به شام گسيل داد . از اهداف ابراهيم ، دستگيرى ابن زياد و انتقام از او بود . او لشكر خود را تا ساحل « نهر حاذر » پيش برد و عبيداللَّه را كه فرار كرده بود يافت و دستگير نمود . سپاه ابراهيم آن شب را تا طلوع فجر جنگيدند و چون صبح شد كشته‌ها را شمردند ديدند 80 هزار نفر كشته شده‌اند . ابراهيم ، ابن زياد را بست و آتشى روشن كرد سپس خنجرى برداشت و گوشتهاى بدنش را تكه تكه نمود و در آخر با نداى « يا لثارات الحسين » او را به درك و اصل كرد و جسدش را سوزاند . « 1 » ابراهيم فرزند دلاور مالك اشتر پس از كشتن ابن زياد ، سر از بدنش جدا نمود و براى مختار فرستاد .
هامش
( 1 ) - ترجمهء مقتل الحسين ، همان ، ص 277 .