حال در لابهلاى مباحث گذشته ، در مورد باب نقض محمول با دو نوع ديگر تحويل برخورد كرديم كه از نظر حكم محكوم به حكم باب عكوس بودند ، يعنى از علم به صدق يكى از دو قضيه ، علم به صدق ديگرى پيدا مىشد ولى نامى براى دو نوع انتخاب نكرديم و اينك كه مباحث نقض را عنوان كرده و با مسئله نقض محمول اشنا شديم مانعى ندارد كه نام آنها را ذكر كرده و بگوييم كه : در حقيقت اين دو نوع تحويل ، از نوع منقوضة المحمول محسوب مىشوند و آنها عبارتند از :
الف . تحويل قضيه موجبه معدولة المحمول به قضيه سالبه محصله المحمول با رعايت يك شرط كه بقاء كميت است ، يعنى : اگر اصل كليه بود قضيه محوله نيز كليه باشد و اگر جزئيه بود جزئيه باشد .
اين تحويل در دو قضيه از قضاياى محصورات اربع ، باب عكس نقيض عنوان شد :
اول . در رابطه با موجبهء كليه ، وقتى عكس نقيض آن را به طريقه متاخرين بيان مىكرديم در مقام استدلال مىگفتيم : مفروض اينكه « كل انسان حيوان » صادق است سپس ادامه مىداديم تا به اينجا كه « بعض الانسان لا حيوان » و بعد مىگفتيم : اگر اين موجبه معدولة المحمول صادق باشد بايد در كنار آن يك سالبه محصله نيز صادق باشد ، يعنى بتوانيم بگوييم « بعض الانسان ليس به حيوان » و اگر اين سالبه صدق كند لازم است نقيض ان ، يعنى موجبه كليه : « كل انسان حيوان » كذب باشد و هذا خلاف الفرض .
ملاحظه فرموديد كه چگونه موجبه معدوله به يك سالبه محصله تبديل شد .
دوم . در رابطه با سالبه جزئيه كه باز در بيان عكس نقيض آن به طريقه متاخرين ، مىگفتيم : اگر « بعض اللاحجر لا انسان » صدق است بايد « بعض اللاحجر ليس به انسان » هم صدق كند . كه از موجبه معدولة يك سالبه محصّله درست مىكرديم .
دليل اين تحويل : علت صحت آن است كه مؤداى هردو قضيه يكى است ، يعنى چه بگوييم : « انسان لا حيوان است » و چه بگوييم « انسان حيوان نيست » هر دو يك معنى دارد ، پس جابجايى و تحويل بلامانع است و تنها فرقى كه دارند اين است كه در معدولة المحمول حمل السلب و ربط السلب است و در سالبه محصلة سلب الربط و الحمل است و حرف سلب كار خود را انجام مىدهد .
ب . تحويل قضيه سالبه معدوله المحمول به يك موجبه محصله المحمول باز به شرط موافقت در كميت و گرنه صدق نخواهد بود ( و اين نوع از تحويل در باب نقض
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 499
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٩٩