تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
اثبات ادعاى ايجابى : سالبهء جزئيه به سالبه جزئيه عكس مىشود . برهان : سالبهء جزئيه در دو فرض اصلا صادق نيست : 1 . تساوى دو مفهوم كلى ، مثل : « انسان و ناطق » كه از آن دو سالبه تشكيل نمىشود ؛ 2 . اخص بودن موضوع نسبت به محمول ، مانند : « انسان و حيوان » كه نمىتوان گفت : « بعض الانسان ليس به حيوان » . امّا در سه فرض ديگر صادق است كه عبارتند از : 1 . هنگامى كه ميان دو طرف قضيه ( موضوع و محمول يا مقدم و تالى ) از نسب اربع عموم و خصوص من‌وجه باشد ، مانند : « انسان و ابيض » كه صحيح است بگوييم : « بعض الانسان ابيض » ( موجبه جزئيه ) و « بعض الانسان ليس بابيض » ( سالبه اوّل ) و « بعض الابيض ليس به انسان » ( سالبه دوّم ) و در صورتى كه عينين ، عام و خاص من‌وجه باشند ، نسبت ما بين دو نقيض عينين ، از نسب اربع تباين جزئى خواهد بود نه خصوص عموم و خصوص من‌وجه ، تا در مانند : « لا انسان و حيوان » نقض شود كه خود اين دو عامين من وجه هستند ولى نقيض آن دو يعنى : « انسان و لا حيوان » تباين كلى دارند ، و دو سالبه كليه از آن دو تشكيل مىشود و نه خصوص تباين كلى تا مثل : « انسان و ابيض » ماده نقض پيدا كند كه اين دو عينا و نقيضا نسبت بينشان عموم و خصوص من‌وجه است كه يك موجبه جزئيه و دو سالبه جزئيه از آنها ايجاد مىشود . ( برهان اين مطلب كه دو نقيض عامين من وجه ، تباين جزئى دارند در مبحث نسب اربع گذشت ) . 2 . آنجا كه ميان دو طرف قضيه ، تباين كلى باشد ، مانند : « انسان و شجر » كه از آنها دو سالبه كليه درست مىشود ، و در اين صورت هم ، نسبت ميان دو نقيض « انسان و شجر » تباين جزئى است نه خصوص تباين كلى ، تا در مثل خود « انسان و شجر » ماده نقض پيدا كند ، زيرا خود اين دو تباين كلى دارند ولى نقيض آن دو عامين من‌وجه هستند ؛ و نه خصوص عموم و خصوص من‌وجه تا در مثل « موجود و معدوم » ماده نقض پيدا كند كه خود اين دو متباينان به تباين كلى هستند و نقيض آن دو ايضا كذلك ، پس تباين جزئى مىآوريم تا جامع باشد و ماده نقض نداشته باشد ( البته مفاد تباين جزئى در مبحث نسب اربع ذكر شد ) . 3 . آنجا كه موضوع اعم مطلق و محمول اخص مطلق باشد ، مانند : « حيوان و انسان » كه صحيح است بگوييم : « بعض الحيوان ليس به انسان » ، در اين فرض نسبت ميان دو نقيض