تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
هركدام از اين دو حالت كه باشد يك سالبه جزئيه دارند ، يعنى : صحيح است كه مثلا : « لا ابيض » بدون « لا انسان » صدق كند ( بعض اللاابيض ليس بلا انسان بل انسان ) و « لا شجر » بدون « لا انسان » صدق كند ( بعض اللاشجر ليس بلا انسان ) و نيز « لا انسان » بدون « لا حيوان » صدق كند ( بعض اللاانسان ليس بلا حيوان ) ، و وقتى هركدام بدون نقيض ديگرى صادق شد حتما با عين ديگرى صادق خواهد بود . يعنى : « لا ابيض و لا شجر » با « انسان » ، « لا انسان » هم با « حيوان » ، زيرا كه اگر با عين و نقيض هيچ كدام صادق نباشند ، ارتفاع نقيضين خواهد بود و هو محال . در نتيجه صادق است كه بگوييم : « بعض اللاابيض انسان » ، « بعض اللاشجر انسان » ، « بعض اللاانسان حيوان » ، و هذا هو المطلوب الاول ، كه سالبه جزئيه به موجبهء جزئيه صادق آمد . امّا ادعاى سلبى : عكس نقيض سالبه جزئيه ، موجبه كليه نخواهد بود . مفروض : « بعض الانسان ليس بشجر » صادق است . مدعا : « كل لا شجر انسان » كاذب است . برهان : گاهى نسبت ميان دو نقيض موضوع و محمول در سالبهء جزئيه ، تباين كلى است ، در مثل : « انسان و لا حيوان » و « لا موجود و لا معدوم » كه مورد بحث نيست ، و گاهى نسبت‌ها عموم و خصوص من‌وجه است ، در مثل : « لا ابيض و لا انسان » ، « لا شجر و لا انسان » ( قبلا بررسى شده ) آنگاه خاصيت عموم من‌وجه اين است كه مرجعش به يك موجبهء جزئيه و دو سالبه جزئيه است ، پس صادق است كه بگوييم : « بعض اللاابيض لا انسان » ، « بعض اللاشجر لا انسان » و از آنجا كه اين دو موجبهء جزئيه ، موجبهء معدولة المحمولى را به يك سالبهء محصلة المحمول ارجاع دهيم ، يعنى به جاى دو مثال مذكور بگويم : « بعض اللاابيض ليس به انسان » ، « بعض اللاشجر ليس به انسان » و علت اين‌كه تحويل و تبديل معدولة به محصله صحيح است آن است كه سالبهء محصلة المحمول از موجبهء معدولة المحمول ، اعم است و قانون اين است كه « كلما صدق الاخص صدق الاعم » و از اثبات اخص ، ثبات اعم لازم آيد پس از صدق موجبه معدولة المحمول ، صدق سالبهء محصلة المحمول لازم آيد در نتيجه سالبه فوق صحيح است . علت اعم بودن سالبه محصله از موجبه معدوله اين است كه موجبه تنها با فرض وجود موضوع ، صادق است ولى سالبه اعم است از اين‌كه با فرض وجود ، موضوع باشد يا بدون آن ، زيرا هم به انتفاء