تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢

ب : عكس نقيض

بحث سوّم از مباحث احكام و مناسبات قضايا ، مبحث عكس نقيض است . در اينجا از باب مقدّمه اشاره‌اى به منافع اين مبحث مىشود . مىدانيم كه منطق راه رسيدن به مجهولات و اكتساب آنها را به ما مىآموزد ، راههاى رسيدن به مجهولات در منطق ، گوناگون است كه تا به حال به طرق متعددى اشاره شده است . اينك يكى از راههاى وصول ذهن آدمى به مجهولات « عكس نقيض » است . عكس نقيض يكى از طرق ارزشمند است ، زيرا اگر قضيه‌اى صادق و مطابق با واقع بود و براى ما مبرهن شد ، اثبات صدق عكس نقيض آن ، محتاج به برهان نيست . مثال : صدر المتالهين در كتاب اخلاقى « 1 » خود در ذيل حديث شريف : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » مىگويند : عكس نقيض آن اين است كه : « فمن لم يعرف ربه لم يعرف نفسه » و اين عكس نقيض مفاد آيهء شريفهء :
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
است در واقع ملا صدرا ( ره ) اين آيه را عكس نقيض آن حديث قرار داده‌اند . مثال ديگر : فلاسفهء الهى مىگويند : « كل مجرد عاقل » ، عكس نقيض آن عبارت است از : « كل ما ليس بعاقل ليس به مجرد » . مثال سوّم : ماديون مىگويند : « كل موجود مادى و محسوس » ، و عكس نقيض آن : « فكل ما ليس بمادى و محسوس فليس بموجود » ، و نتيجه مىگيرند پس روح ، فرشته و ذات حقّ موجود نيست و ( به زودى در مبحث صناعات خمس ، باب مغالطات جوابش خواهد آمد ) . پس از آشنايى با اهميت بحث و مثال‌هاى متنوع ، وارد مباحث اصلى عكس نقيض مىشويم . مبحث اوّل : عكس نقيض ، در حقيقت دومين عكس يك قضيه است كه نخستين آن عكس مستوى بود كه بيان شد ، در رابطه با عكس نقيض قضايا دو روش به كار مىبرند : 1 . طريقهء قدماء : براى بدست آوردن عكس نقيض يك قضيه ، ابتدا هريك از موضوع و محمول را نقيض كرده ، سپس نقيض محمول را به جاى موضوع و نقيض
هامش
( 1 ) . رسالهء سه اصل .