تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
عكس قضيه هم نيست ، لعدم مجيئه فى القياس ؛ همچنين هيئت قياس هم نيست ، لكونه شكلا اولا و صحة انتاجه بديهى ؛ پس نقيض عكس است پس نقيض عكس باطل و خود عكس صادق است و هذا هو المطلوب . تا به حال عكس مستوى 6 قسم از سالبه‌ها بيان شد باقيمانده آنها كه نه قسم هستند عكس مستوى لازم الصدق ندارد و آنها عبارتند از : وقتيتان مطلقتان ، مطلقه عامه ، ممكنه عامه از بسائط ، و وقتيتان ، وجوديتان ، ممكنه خاصه از مركبات . دليل مطلب هم برهان نقض است ، زيرا در بعض موارد ، اين قضايا عكس صادق ندارند و ماده نقض پيدا مىكنند در حالىكه قواعد منطقى بايد كلى باشند . در اينجا براى هريك از نه قسم جداگانه استدلال نمىكنند بلكه همه را باهم به‌طور سربسته ذكر مىكنند . مرحله اوّل : اخص تمام نه قسم ، قضيهء وقتيه است ، اوّل در مورد آن حساب مىكنيم : گاهى در قضيه وقتيه ، اصل قضيهء سالبه كليه ، صادق ، امّا عكس آن كاذب است ، مثلا : « لا شىء من القمر بمنخسف وقت التربيع بالضرورة لا دائما » اين صادق است ولى در عكس آن : « بعض المنخسف ليس بقمر بالامكان العام » كاذب است چون نقيض آن « كل منخسف قمر بالضرورة » صادق است . مرحلهء دوّم : دانستيم كه اخص القضايا عكس ندارد حال طبق برهان مساوات ثابت مىكنيم كه اعم هم عكس ندارد ، زيرا اگر اعم ( هشت قسم ديگر ) داراى عكس صادق بود از آنجا كه عكس ، هميشه لازمهء اصل است و از طرفى اعم ، هميشه لازمهء اخص است ( هر جا اخص صدق كند اعم هم صدق مىكند ) و لازم لازم ، لازم است پس بايد اخص قضايا هم عكس داشته باشد ؛ حال آنكه ندارد به بيانى كه ذكر شد . سئوال : سالبهء كليهء وقتيه ، به سالبه كليه عكس مىشود پس چرا شما در عكس ، سالبه جزئيه را آورديد ؟ جواب : چون سالبه جزئيه اعم است و اگر اعم صادق نباشد اخص به طريق اولى صادق نيست . سؤال : طبق قاعده منطقى ، در عكس قضيهء وقتيه ، بايد « مطلقه عامه » را بياوريد پس چرا شما از سالبه كليه ، ممكنه عامه را آورديد ؟