تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
عكس ، علم به كذب اصل پيدا شد و براى اصل ، مستقيما نيازى به اقامهء برهان نداريم . اين برهان اساسى ، در مباحث عكس نقيض و امثال آن بسيار سودمند است . 4 . سالبهء جزئيه : سالبه جزئيه اصلا و ابدا عكس مستوى ندارد نه به سالبهء كليه و نه به سالبهء جزئيه ( البته منظور اين است كه عكس لازم الصدق ندارد يعنى عكسى كه در همهء سالبه‌هاى جزئيه صادق باشد و گرنه بعض موارد عكس دارد منتها كليت ندارد و در منطق كافى است كه يك مادهء نقض پيدا شود و قانون از ارزش بيفتد ) . برهان : سالبه جزئيه از دو مفهوم متساوى ، مثل « انسان و ناطق » ، صادق نيست يعنى نمىتوان گفت : « بعض الانسان ليس بناطق » ، همچنين از دو مفهوم كلى ، كه موضوع اخص و محمول اعم باشد نيز ، سالبهء جزئيه تشكيل نمىشود . به عبارت ديگر نمىتوان گفت : « بعض الانسان ليس به حيوان » چون لازم است محمول اعم نباشد و هذا خلف . لذا سه فرض باقى مىماند كه از هرسه سالبه جزئيه صادق است : 1 . موضوع و محمول متباينان باشند ، مانند : « انسان و شجر » از اين دو سالبه كليه صادق است و به طريق اولى سالبهء جزئيه نيز صادق است . مثل : « بعض الانسان ليس بشجر » . 2 . موضوع و محمول عامين من‌وجه باشند ، مانند « انسان و ابيض » از اين دو سالبه كليه غلط است و تنها سالبهء جزئيه صادق است ، مثل « بعض الانسان ليس بابيض » . 3 . موضوع اعم و محمول اخص ، مانند : حيوان و انسان كه صحيح است بگوييم : « بعض الحيوان ليس به انسان » . از اين سه صورت ، در صورت اوّل عكس سالبه جزئيه ، به صورت سالبهء جزئيه و سالبهء كليه صحيح است و در صورت دوّم ، عكس به صورت سالبه جزئيه صحيح است ولى در فرض سوّم عكس به صورت سالبه كليه و سالبه جزئيه ، هر دو كذب هستند يعنى نمىتوان گفت : « لا شىء من الانسان به حيوان » و نه « بعض الانسان ليس به حيوان » ؛ زيرا انسان اخص از حيوان است و از اثبات اخص ، اثبات اعم لازم مىآيد يعنى هر جا اخص باشد اعم هم هست پس سلب به صورت كلى يا جزئى غلط است ، همين يك ماده نقض كافى است كه بگوييم : سالبهء جزئيه عكس لازم الصدق ندارد . اين بيان عكس مستوى محصورات اربع در قضاياى حمليه بود .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 458 | على محمدى خراسانى