« لا شىء من الشجر به انسان » پس سالبه كليه به سالبه كليه عكس مىشود ( هذا هو المطلوب ) .
قوله : و للتدريب مقدّمه : بطور كلى براهينى كه براى اثبات يا نفى عكس مستوى با نقيض ، چه در محصورات اربع و چه در موجهات بسيطه و مركبه به كار مىبرند عبارت است از :
1 . برهان افتراض ، مخصوص قضاياى مركبه است ؛
2 . برهان خلف ، در حاشيه مولى عبد اللّه در عكس سالبه كليه از آن استفاده شده است ؛
3 . برهان عكس و نقيض ، در شرح شمسيه « 1 » بدان اشاره شده ، برهانى دقيق و متقن است كه مرحوم مظفر از آن استفاده مىكند ؛
4 . برهان نقض ، براى اثبات عدم عكس لازم الصدق ، و در سالبه جزئيه از آن استفاده مىشود .
و با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : به منظور تمرين ، آزمايش و آمادگى بيشتر براى شناخت برهان عكس و نقيض ، عكس مستوى سالبهء كليه را با همين برهان بيان مىكنيم .
مرحله اوّل برهان . المفروض ( چيزى را فرض كرده و صدق آن را مسلم مىگيريم ) اينكه : مثلا « لا شىء من الحيوان بشجر » صادق است .
مرحله دوّم آن . المدعى : ( چيزى را مدعى هستيم كه اگر آن مفروض صدق بود حتما اين نيز صدق است ) اينكه : سالبهء كليه به سالبه كليه عكس مىشود . مثلا : عكس مستوى « لا شىء من الحيوان بشجر » عبارت است از « لا شىء من الشجر به حيوان » .
مرحلهء سوّم . البرهان : در اين مرحله به طريقهء نقيض و عكس مدعا را برهانى مىكنيم . مثلا اگر « لا شىء من الشجر به حيوان » در عكس مفروض صادق نباشد لازمهاش اين است كه نقيض اين سالبه كليه ( بعض الشجر حيوان ) صدق كند زيرا ارتفاع نقيضين محال است و اگر اين نقيض صادق بود لازمهاش اين است كه عكس مستوى اين نقيض هم كه يك موجبه جزئيه خواهد بود صادق باشد يعنى بتوانيم بگوييم : « بعض الحيوان شجر » زيرا كلما صدق الاصل صدق العكس ، پس هنگامى كه اين عكس را ( بعض الحيوان شجر ) با اصل و مفروض يعنى « لا شىء من الحيوان بشجر » مقايسه مىكنيم كه اين
هامش
( 1 ) . شرح شمسيه ، صفحهء 129 .